نام کودکی که هنوز به دنیا نیامده بود، سالها پیش در میان مسلمانان شناخته شده بود: مهدی از خاندان پیامبر(ص) که روزی بساط ستم را برمیچیند. برای مردم این خبر امید بود؛ اما برای حکومتی که بقای خود را در خطر میدید، یک هشدار سیاسی جدی به شمار میآمد.
اینجاست که پرسش «چرا امام زمان(عج) غایب است؟» از یک بحث دور و انتزاعی بیرون میآید. با امامی روبهرو هستیم که باید برای مأموریتی بزرگ حفظ میشد، درحالیکه قدرت زمانه برای یافتن او خانهها را جستوجو میکرد. قرآن و روایات، قطعههای این پاسخ را کنار هم گذاشتهاند.
غیبت، هویت امام را پنهان نکرده است
پیش از بررسی علت، باید صورت سؤال را درست ببینیم. غیبت به این معنا نیست که نمیدانیم امام کیست یا جایگاه ایشان چیست. امام حسن عسکری علیهالسلام، فرزند خود حضرت محمد بن الحسن المهدی علیهالسلام را به یاران مورد اعتماد معرفی کردند و امامان پیشین نیز از غیبت ایشان خبر داده بودند.
آنچه در غیبت محدود شده، حضور و دسترسی عمومی مردم به امام است. حضرت زندهاند و امامت ایشان ادامه دارد؛ اما مانند یک رهبر در دسترس همگانی ظاهر نمیشوند. اگر میخواهید این تفاوت را دقیقتر ببینید، مقاله «غیبت امام دقیقاً به چه معناست؟» همین نقطه را باز میکند.
حالا سؤال دقیقتر میشود: چرا این دسترسی عمومی باید بسته میشد؟ برای پاسخ، لازم است به سامرای پایان قرن سوم هجری برگردیم.
یک نام، پیش از تولد برای حکومت خطرناک شده بود
روایات مربوط به مهدی موعود(عج) تازه پس از ولادت ایشان ساخته نشدند. مسلمانان از پیش شنیده بودند مردی از خاندان پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم قیام خواهد کرد و زمین را از عدالت پر خواهد ساخت. حاکمان عباسی نیز با این انتظار ناآشنا نبودند.
امام هادی و امام حسن عسکری علیهماالسلام در سامرا، نزدیک مرکز قدرت عباسی، زیر مراقبت زندگی میکردند. شیخ مفید گزارش میکند که امام حسن عسکری(ع) ولادت فرزندشان را به دلیل سختی زمان، جستوجوی شدید حکومت و شناختهشدن انتظار مهدی در میان شیعه، از عموم پنهان نگاه داشتند.۱
این رفتار در منطق قرآن ناآشنا نیست. فرعون نیز میدانست کودکی از بنیاسرائیل پایههای حکومتش را خواهد لرزاند. خدا به مادر موسی(ع) فرمود:
او را شیر بده؛ و هنگامی که بر جانش ترسیدی، او را به دریا بیفکن و نترس و اندوهگین مباش؛ ما او را به تو بازمیگردانیم و از پیامبران قرارش میدهیم.۲
پنهانماندن موسی(ع)، نشانه کناررفتن خدا از ماجرا نبود؛ خودِ راه حفظ کسی بود که باید در آینده مقابل فرعون میایستاد.
امام صادق علیهالسلام نیز علت را کوتاه و روشن بیان کردهاند:
قائم پیش از قیام خود غیبتی دارد. راوی پرسید: چرا؟ حضرت فرمودند: زیرا بر جانش از کشتهشدن بیم میرود.۳
اینجا «بیم جان» به معنای ترس شخصی و عقبنشینی از مسئولیت نیست. اگر آخرین حجت خدا پیش از فرارسیدن زمان مأموریتش کشته میشد، انسانی جای او را در سلسله امامت نمیگرفت. حفظ جان حضرت، حفظ راهی است که باید به وعده نهایی عدالت برسد.
تا اینجا یک بخش از پاسخ روشن میشود: غیبت، راه حفظ آخرین حجت خدا از کشتهشدن پیش از انجام مأموریتش بود. اما روایات پاسخ را همینجا تمام نمیکنند؛ شیوه آغاز قیام حضرت و نقشی که مردم در این فاصله دارند، دو بخش دیگر ماجراست.
چرا خدا حضرت را آشکارا و با معجزه حفظ نکرد؟
ممکن است گفته شود خدا میتوانست امام را آشکار نگاه دارد و هر خطری را با معجزه دور کند. خدا البته بر چنین کاری تواناست؛ اما قرآن نشان میدهد حمایت الهی همیشه به معنای کنارگذاشتن اسباب طبیعی نیست.
پیامبر اکرم(ص) هنگامی که دشمنان قصد جانشان را داشتند، مکه را ترک کردند و در غار پنهان شدند. قرآن همان لحظه را نشانه یاری خدا میداند:
اگر او را یاری نکنید، خدا یاریاش کرد؛ آن هنگام که کافران او را بیرون کردند و او یکی از دو نفری بود که در غار بودند؛ وقتی به همراهش گفت: اندوهگین مباش، خدا با ماست.۴
رفتن به غار، اعتماد پیامبر(ص) به خدا را کم نکرد؛ شکل حکیمانه حفاظت از جان ایشان بود. درباره حضرت موسی(ع) نیز اراده خدا از مسیر صندوق، رود نیل و پنهانماندن هویت کودک پیش رفت. پس حفظ یک حجت الهی از راه غیبت، نه با قدرت خدا ناسازگار است و نه با شجاعت آن حجت.
امام صادق(ع) فرمودهاند سنت غیبتهای پیامبران پیشین درباره قائم(عج) نیز جریان مییابد.۵ مقاله «پیش از ما، مردم چگونه روزهای غیبت را گذراندند؟» نمونههای این پیشینه را دنبال میکند.
قیامی که زیر بار بیعت هیچ ستمگری نیست
حفظ جان حضرت، تنها بخشی از پاسخ روایات است. بخش دیگر به ویژگی مأموریت ایشان مربوط میشود. امام رضا علیهالسلام درباره علت غیبت فرمودهاند:
تا هنگامی که با شمشیر قیام میکند، بیعت هیچکس بر گردن او نباشد.۶
امامان پیشین در روزگار حکومتهایی زندگی کردند که قدرت سیاسی، فضای حرکت آشکار را محدود میکرد. گاهی زندان، مراقبت، تهدید و فشار چنان شدید بود که امکان قیام عمومی وجود نداشت. اما مأموریت حضرت مهدی(عج) با همه آن دورانها تفاوت دارد: ایشان برای برپایی فراگیر عدالت قیام میکنند و این قیام نباید با تعهد تحمیلی به هیچ قدرت ستمگری آغاز شود.
این استقلال فقط یک نکته سیاسی نیست. کسی که قرار است معیار حق را آشکار و نظام ستم را کنار بزند، نمیتواند مشروعیت حرکتش را از همان نظام بگیرد. غیبت، حجت خدا را برای روزی نگاه داشته است که بدون اجازه و امضای هیچ ستمگری، مأموریت خود را آغاز کند.
غیبت، آدمها را هم آشکار میکند
در روزگار حضور آشکار، همراهشدن با یک رهبر پیروز میتواند آسان باشد. دشواریِ وفاداری زمانی دیده میشود که راه حق را شناختهایم اما صاحب آن راه در دسترس عمومی نیست و زمان پایان این فاصله را هم نمیدانیم.
قرآن میپرسد:
آیا مردم پنداشتند همین که بگویند ایمان آوردیم، رها میشوند و آزموده نخواهند شد؟ ما کسانی را که پیش از آنان بودند آزمودیم، تا خدا راستگویان را معلوم کند و دروغگویان را نیز معلوم سازد.۷
غیبت، چیزی را به علم خدا اضافه نمیکند؛ برای خود انسان روشن میکند باورش چقدر ریشه دارد. آیا امام را فقط وقتی میخواهد که زمان و شیوه حضورش مطابق انتظار او باشد، یا پس از شناخت حجت نیز میتواند وفادار بماند؟
امام باقر علیهالسلام این پالایش را با تصویری فراموشنشدنی بیان کردهاند:
فرج ما نخواهد رسید تا غربال شوید، سپس غربال شوید، سپس غربال شوید؛ تا تیرگی برود و خالص باقی بماند.۸
غربالشدن به معنای بیاشتباهبودن منتظران نیست. معنایش این است که گذشت زمان، فشار و جذابیت راههای دیگر، حقیقت انتخاب انسان را آشکار میکند. هر بار که کسی پس از لغزش برمیگردد، شناختش را عمیقتر میکند و راه امام را دوباره انتخاب میکند، در همین میدان ایستاده است.
در این فاصله، مردم فقط تماشاگر نیستند
اگر خطر حکومتهای ستمگر زمینه تاریخی غیبت را ساخته، بازگشت امام فقط مسئلهای بیرون از زندگی مردم نیست. قرآن یک قانون عمومی را یادآوری میکند:
خدا حال هیچ قومی را تغییر نمیدهد تا آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند.۹
جامعهای که عدالت را میخواهد، باید بتواند آن را در وفای به عهد، حقپذیری و همدلی نشان دهد. آمادگی برای امام فقط دانستن نام ایشان نیست؛ یعنی مردمی شکل بگیرند که حق را پس از شناختن، تنها نگذارند.
در توقیع نقلشده از حضرت مهدی(عج) خطاب به شیخ مفید آمده است:
اگر شیعیان ما ـ که خدا آنان را به اطاعت خود موفق بدارد ـ در وفای به عهدی که بر عهده دارند، دلهایشان با یکدیگر همراه بود، برکت دیدار ما از آنان به تأخیر نمیافتاد و سعادت مشاهده ما با شناخت درست و صداقتشان نسبت به ما، زودتر نصیبشان میشد.۱۰
دو تعبیر در این سخن کنار هم آمدهاند: اجتماع دلها و وفای به عهد. انتظار در این نگاه، فقط علاقهای خصوصی نیست. نسبت ما با یکدیگر و جدیگرفتن عهدی که با راه امام داریم، بخشی از آمادگی جمعی است.
همه حکمت در روز ظهور دیده خواهد شد
اکنون چند قطعه روشن در اختیار داریم: حفظ جان آخرین حجت، آزادماندن قیام ایشان از بیعت ستمگران، آشکارشدن وفاداری انسانها و نقش آمادگی مردم. در عین حال، امام صادق(ع) یادآوری کردهاند که تصویر کامل این تدبیر پس از ظهور روشن میشود.
قرآن در داستان حضرت موسی و خضر علیهماالسلام، لحظهای را نشان میدهد که رفتارهای ظاهراً نامفهوم سرانجام معنا پیدا میکنند. خضر(ع) میگوید:
این زمان جدایی من و توست؛ اکنون راز آنچه را نتوانستی بر آن صبر کنی برایت بازگو میکنم.۱۱
پس از آن معلوم شد سوراخکردن کشتی، آن را از تصرف پادشاهی ستمگر نجات داده و برپاکردن دیوار، گنج دو یتیم را حفظ کرده است. واقعیت از ابتدا حکیمانه بود؛ اما همه اجزای آن هنوز در میدان دید موسی(ع) قرار نداشت.
امام صادق(ع) حکمت غیبت را به همین داستان پیوند دادهاند:
چهره حکمت غیبت او جز پس از ظهورش آشکار نمیشود؛ همانگونه که حکمت سوراخکردن کشتی، کشتن آن نوجوان و برپاکردن دیوار برای موسی(ع) تا هنگام جدایی او و خضر(ع) روشن نشد.۱۲
این سخن، دلایل شناختهشده را کنار نمیزند؛ آنها را در تصویری بزرگتر قرار میدهد. اکنون به اندازهای میدانیم که غیبت را اتفاقی بیهدف نبینیم و در روز ظهور، نسبت همه قطعهها با یکدیگر روشن خواهد شد.
مردمی که زمان نجات را جلو انداختند
اگر مقاله همینجا تمام شود، ممکن است غیبت فقط تدبیری دانسته شود که خدا انجام داده و مردم باید پایانش را تماشا کنند. اما امام صادق(ع) داستانی گفتهاند که این تصور را تغییر میدهد.
بنیاسرائیل سالهای طولانی زیر فشار فرعون بودند. سپس خواستن آنان شکل دیگری پیدا کرد:
هنگامی که عذاب بر بنیاسرائیل طولانی شد، چهل صبح به درگاه خدا ناله و گریه کردند. خدا به موسی و هارون وحی کرد که آنان را از فرعون نجات دهند و صدوهفتاد سال از آن دوران کاست. سپس امام صادق(ع) فرمودند: شما نیز اگر چنین کنید، خدا برای ما گشایش میآورد؛ وگرنه امر به پایان مدت خود میرسد.۱۳
آنان فقط گذشت سالها را تماشا نکردند. یک رنج پراکنده به خواستهای مشترک تبدیل شد و با جدیت به درگاه خدا رفتند. نتیجه نیز فقط آرامشدن دلهایشان نبود؛ زمان نجات آنان به دست موسی و هارون علیهماالسلام جلو افتاد.
مهمترین جمله روایت، خطاب پایانی امام صادق(ع) است: «شما نیز اگر چنین کنید…» یعنی راه دعا و روکردن جمعی به خدا برای مردم این دوران بسته نشده است. غیبت دعوت به نشستن و شمردن سالها نیست. میتوانیم فرج را جدی بخواهیم، این خواسته را در دلهای بیشتری زنده کنیم و با وفای به عهد، خود را برای همراهی با امام آمادهتر سازیم.
پس پاسخ «چرا امام زمان(عج) غایب است؟» در گذشته متوقف نمیماند. بخشی از آن به خطری بازمیگردد که جان حجت خدا را تهدید میکرد و بخشی به مأموریتی که باید مستقل از قدرتهای ستمگر آغاز شود. اما ادامه این داستان به امروز ما هم رسیده است: مردمی پیش از ما با دعا، زمان نجات را جلو انداختند و امام صادق(ع) فرمودهاند این امکان برای ما نیز وجود دارد.
متن عربی و منابع آیات و روایات
- شیخ مفید، الإرشاد، باب جانشین امام حسن عسکری(ع)، ص ۳۲۵ در چاپ مورد ارجاع؛ درباره پنهانداشتن ولادت بهسبب سختی زمان و جستوجوی شدید حکومت. نقل عبارت و ارجاع. ↩
- قرآن کریم، قصص:۷. وَأَوْحَيْنَا إِلَىٰ أُمِّ مُوسَىٰ أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ. ↩
- شیخ صدوق، کمالالدین و تمامالنعمه، ج۲، باب ۴۲ «علل الغیبة»، ح۱۰. لِلْقَائِمِ غَيْبَةٌ قَبْلَ قِيَامِهِ، قُلْتُ: وَلِمَ؟ قَالَ: يَخَافُ عَلَى نَفْسِهِ الذَّبْحَ. متن روایت. ↩
- قرآن کریم، توبه:۴۰. إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلَىٰ وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ. ↩
- شیخ صدوق، کمالالدین و تمامالنعمه، ج۲، باب ۴۲، ح۶. إِنَّ لِلْقَائِمِ مِنَّا غَيْبَةً يَطُولُ أَمَدُهَا… لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ أَبَى إِلَّا أَنْ تَجْرِيَ فِيهِ سُنَنُ الْأَنْبِيَاءِ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ فِي غَيْبَاتِهِمْ. باب علل غیبت. ↩
- همان، ح۴، روایت امام رضا(ع). قُلْتُ: وَلِمَ؟ قَالَ: لِئَلَّا يَكُونَ لِأَحَدٍ فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ إِذَا قَامَ بِالسَّيْفِ. متن روایت در باب ۴۲. ↩
- قرآن کریم، عنکبوت:۲ـ۳. أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ، وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ. ↩
- شیخ طوسی، الغیبة، باب آزمون شیعه در دوران غیبت، ح۲۸۷، روایت جابر جعفی از امام باقر(ع). لَا يَكُونُ فَرَجُنَا حَتَّى تُغَرْبَلُوا ثُمَّ تُغَرْبَلُوا ثُمَّ تُغَرْبَلُوا… حَتَّى يَذْهَبَ الْكَدَرُ وَيَبْقَى الصَّفْوُ. متن روایت. ↩
- قرآن کریم، رعد:۱۱. إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ. ↩
- احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج، ج۲، توقیع دوم خطاب به شیخ مفید. وَلَوْ أَنَّ أَشْيَاعَنَا، وَفَّقَهُمُ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ، عَلَى اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِي الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَيْهِمْ، لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْيُمْنُ بِلِقَائِنَا، وَلَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعَادَةُ بِمُشَاهَدَتِنَا عَلَى حَقِّ الْمَعْرِفَةِ وَصِدْقِهَا مِنْهُمْ بِنَا. متن توقیع. ↩
- قرآن کریم، کهف:۷۸. قَالَ هَٰذَا فِرَاقُ بَيْنِي وَبَيْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ مَا لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ صَبْرًا. ↩
- شیخ صدوق، کمالالدین و تمامالنعمه، ج۲، باب ۴۲، ح۱۱، روایت عبدالله بن فضل هاشمی از امام صادق(ع). إِنَّ وَجْهَ الْحِكْمَةِ فِي ذَلِكَ لَا يَنْكَشِفُ إِلَّا بَعْدَ ظُهُورِهِ كَمَا لَمْ يَنْكَشِفْ وَجْهُ الْحِكْمَةِ فِيمَا أَتَاهُ الْخَضِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ مِنْ خَرْقِ السَّفِينَةِ وَقَتْلِ الْغُلَامِ وَإِقَامَةِ الْجِدَارِ لِمُوسَى عَلَيْهِ السَّلَامُ إِلَى وَقْتِ افْتِرَاقِهِمَا. متن روایت. ↩
- محمد بن مسعود عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۲، ص۱۵۴، ح۴۹، روایت فضل بن ابیقره از امام صادق(ع). فَلَمَّا طَالَ عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ الْعَذَابُ ضَجُّوا وَبَكَوْا إِلَى اللَّهِ أَرْبَعِينَ صَبَاحًا، فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَى مُوسَى وَهَارُونَ أَنْ يُخَلِّصَهُمْ مِنْ فِرْعَوْنَ، فَحَطَّ عَنْهُمْ سَبْعِينَ وَمِائَةَ سَنَةٍ. قَالَ: وَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ: هَكَذَا أَنْتُمْ لَوْ فَعَلْتُمْ لَفَرَّجَ اللَّهُ عَنَّا، فَأَمَّا إِذَا لَمْ تَكُونُوا فَإِنَّ الْأَمْرَ يَنْتَهِي إِلَى مُنْتَهَاهُ. متن کتاب، ص۱۵۴. ↩
