گاهی طولانی‌شدن یک گرفتاری، آرام‌آرام به این باور تبدیل می‌شود که هیچ چیز قرار نیست تغییر کند؛ ولی درباره فرج امام زمان، روایاتی داریم که این امید را بسیار روشن بیان می‌کنند؛ روایاتی که از قطعیتِ وعده، امکانِ گشایشی سریع و اثرِ روکردن مردم به خدا سخن می‌گویند. کنار هم که قرار بگیرند، انتظار دیگر خیره‌شدن به افقی دور نیست؛ راهی برای امیدوار و مسئولانه زندگی‌کردن می‌شود.

وعده‌ای که به پایان جهان سپرده نمی‌شود

امام جواد علیه‌السلام در سخن با عبدالعظیم حسنی، درباره حضرت مهدی علیه‌السلام می‌فرمایند:

سوگند به آن‌که محمد را به پیامبری برانگیخت و ما را به امامت اختصاص داد، اگر از دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد، خدا آن روز را چنان طولانی می‌کند تا او در آن خروج کند و زمین را از عدل و داد پر سازد، همان‌گونه که از ستم و بیداد پر شده است.۱

قوت این بیان در آن است که حتی آخرین فرصتِ تصورشدنی نیز پایان وعده نیست. آن روز، پیش از تحقق عدالت بسته نمی‌شود.

پس ظهور، آرزویی نیست که با تمام‌شدن حوصله ما یا طولانی‌شدن بی‌عدالتی از اعتبار بیفتد. این روایت، امید را به اراده خدا پیوند می‌دهد. برای انسانی که هر روز خبر رنجی تازه می‌شنود، چنین افقی اهمیت دارد: ستم، صاحبِ آخرین صفحه تاریخ نیست.

«در یک شب»؛ گشایش بزرگ همیشه شبیه تصور ما نیست

امام جواد(ع) در ادامه همان روایت می‌فرمایند:

خداوند تبارک‌وتعالی امر او را در یک شب سامان می‌دهد؛ همان‌گونه که امر کلیم خود، موسی را سامان داد: هنگامی که رفت تا برای خانواده‌اش آتشی بیاورد، بازگشت درحالی‌که پیامبری فرستاده‌شده بود.۲

موسی علیه‌السلام برای کاری مشخص رفته بود: آوردن آتش. اما آن شب، آغاز مأموریتی شد که زندگی یک امت را تغییر داد.

در روایت دیگری، امام باقر علیه‌السلام نیز درباره صاحب این امر می‌فرمایند:

خدا امر او را در یک شب سامان می‌دهد.۳

این تصویر، فاصله میان «من هنوز راهش را نمی‌بینم» و «راهی وجود ندارد» را روشن می‌کند. ما همه مقدمه‌ها و امکان‌ها را نمی‌شناسیم. از همین‌رو، طولانی‌شدن گذشته، دلیل قطعی برای دوربودن گشایشِ پیش رو نیست.

امید به چنین گشایشی، به یک تاریخ نیاز ندارد. می‌توان هر روز امکان فرج را جدی گرفت و همان روز، درس، کار، مسئولیت و خدمت را نیز جدی ادامه داد.

مردمی که دعایشان در سرنوشتشان اثر گذاشت

در تفسیر عیاشی، از امام صادق علیه‌السلام درباره بنی‌اسرائیل نقل شده است:

هنگامی که عذاب بر بنی‌اسرائیل طولانی شد، چهل صبح به درگاه خدا ناله و گریه کردند. پس خدا به موسی و هارون وحی کرد که آنان را از فرعون نجات دهند و صدوهفتاد سال از آن [دوران رنج] کاست. سپس امام صادق(ع) فرمود: شما نیز چنین هستید؛ اگر چنین کنید، خدا برای ما گشایش می‌آورد؛ اما اگر چنین نباشید، امر به پایان مدت خود می‌رسد.۴

در این روایت، مردم فقط تماشاگر گذشت سال‌ها نیستند. درماندگی‌شان را به درخواست تبدیل می‌کنند و با هم به خدا رو می‌آورند.

این واقعه مربوط به رهایی بنی‌اسرائیل از فشار فرعون است؛ همان مردمی که موسی و هارون علیهماالسلام برای نجاتشان مأمور شدند.

پایان روایت، گذشته را به امروز وصل می‌کند: «شما نیز چنین هستید». راهِ خواستن و روکردن به خدا، برای نسل بعد بسته نشده است. دعای جمعی می‌تواند خواسته‌ای پراکنده را به توجهی جدی و مشترک تبدیل کند؛ و در منطق این روایت، خود دعا نیز در گشایش اثر دارد.

برای امیدداشتن، لازم نیست سهم خودمان را صفر فرض کنیم. می‌توانیم از خدا فرج بخواهیم، این خواسته را زنده نگه داریم و برای آنچه امام می‌پسندد قدم برداریم.

دل‌هایی که به یک عهد وفادار می‌شوند

در توقیع نقل‌شده از حضرت مهدی(عج) خطاب به شیخ مفید آمده است:

اگر شیعیان ما ـ که خدا آنان را به اطاعت خود موفق بدارد ـ در وفای به عهدی که بر عهده دارند، دل‌هایشان با هم همراه بود، برکت دیدار ما از آنان به تأخیر نمی‌افتاد و سعادت مشاهده ما، با شناخت درست و صداقتشان نسبت به ما، زودتر نصیبشان می‌شد.۵

کلماتِ مرکزی این فراز، «اجتماع دل‌ها» و «وفای به عهد» است. نزدیکی در این نگاه فقط یک احساس گذرا نیست؛ صداقت در رابطه و وفاداری در عمل است.

در گام خدمت و دعای فرج دیدیم که حضرت از ما دعای فراوان برای تعجیل فرج می‌خواهند. اینجا، دعا و وفاداری در کنار هم قرار می‌گیرند: خواسته‌ای که بر زبان می‌آید و راهی که در زندگی دنبال می‌شود.

صبح و شام، چشم‌به‌راه بمانیم

از امام صادق(ع) نقل شده است:

نزدیک‌ترین هنگام بندگان به خدا و زمانی که خدا از آنان خشنودتر است، وقتی است که حجت خدا را نیابند و او برایشان آشکار نباشد و مکانش را ندانند، اما در همان حال بدانند که حجت خدا و پیمان او از میان نرفته است. در آن هنگام، صبح و شام چشم‌به‌راه فرج باشید.۶

چگونه می‌توان صبح و شام، با امیدی زنده از خدا فرج خواست؟ در «الکافی»، از امام صادق(ع) نقل شده است:

وقتی دعا می‌کنی، چنین بدان که حاجتت پشت در است.۷

این تصویر، ما را به خواستن از سرِ امید دعوت می‌کند؛ چنان رو به خدا بیاوریم که گشایش را نزدیک بدانیم، نه اینکه پیش از دعا، درِ امید را در دل خود ببندیم. در انتظار فرج نیز با خدایی سخن می‌گوییم که او را مهربان‌تر از آن می‌شناسیم که به بندگان و خواسته‌هایشان بی‌اعتنا باشد. با اعتماد به رحمت او، این حاجت بزرگ را بخواهیم: گشایش برای امام مهدی(عج) و مردمی که چشم‌به‌راه عدالت ایشان‌اند.

«صبح و شام» یعنی این خواسته در روزهای ما زنده بماند. روز و شب، در آسایش و گرفتاری و در همه ایام عمر، می‌توانیم با امید به اجابت دعا کنیم و از خدا بخواهیم ما را در شمار همراهان حضرت قرار دهد. غیبت، فرصتی برای بیشتر خواستن و نزدیک‌ترشدن باشد؛ نه دلیلی برای خاموش‌کردن امید.

این امید را در خود و دیگران زنده نگه داریم

خبرِ سامان‌یافتن امر فرج در یک شب، دعای مردمی که از دوران رنجشان کاسته شد، دعوت حضرت به وفای به عهد و سفارش به انتظار صبح و شام، کنار هم یک پیام روشن دارند: دعا و همراهی ما بی‌اثر نیست.

با همین اعتماد، از خدا بخواهیم روزهای غیبت را برایمان به انگیزه‌ای برای همراهی بیشتر با حضرت تبدیل کند. مشتاقانه فرج بخواهیم، به عهد خود وفادار بمانیم و کاری را که برای یاری ایشان از دستمان برمی‌آید جدی بگیریم. امید به رحمت خدا، هم در دعای ما شنیده شود و هم در انتخاب‌هایمان دیده شود.

این امید را تنها برای خود نگه نداریم. در خانواده، میان دوستان و در جامعه، می‌توانیم به سهم خود یادآورِ رحمت خدا و وعده روشن او باشیم؛ با رساندن همین سخنان مستند، دعوت به دعای فرج و همراهی مهربانانه با کسی که روزهای سختی دارد. قرار نیست رنج او را کوچک بشماریم؛ می‌توانیم کنارش بمانیم و کمک کنیم ناامیدی، همه افق پیش رویش را نپوشاند.

خدایا، ما را از امیدواران به رحمتت و همراهان حجتت قرار بده؛ چنان‌که گذشتِ روزهای غیبت، به جای فرسودن امیدمان، ما را در دعا، وفاداری و یاری امام مهدی(عج) استوارتر کند. سهمی از زنده‌نگه‌داشتن این امید در دل دیگران نیز به ما ببخش.

برای ادامه این رابطه در گرفتاری‌ها و روزهای معمولی، «وقتی چنین پناهی داریم، چرا تنها بمانیم؟» از راه روکردن به امام زنده می‌گوید.

متن عربی و منابع آیات و روایات

  1. شیخ صدوق، کمال‌الدین و تمام‌النعمه، روایت عبدالعظیم حسنی از امام جواد(ع)، باب «ما روي عن الجواد في النص على القائم»، حدیث ۱؛ فراز قطعیت ظهور. وَالَّذِي بَعَثَ مُحَمَّدًا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ بِالنُّبُوَّةِ وَخَصَّنَا بِالْإِمَامَةِ، إِنَّهُ لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنْيَا إِلَّا يَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِكَ الْيَوْمَ حَتَّى يَخْرُجَ فِيهِ فَيَمْلَأَ الْأَرْضَ قِسْطًا وَعَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْرًا وَظُلْمًا. متن روایت. ↩
  2. همان روایت؛ فراز بعدی. وَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى لَيُصْلِحُ لَهُ أَمْرَهُ فِي لَيْلَةٍ كَمَا أَصْلَحَ أَمْرَ كَلِيمِهِ مُوسَى عَلَيْهِ السَّلَامُ إِذْ ذَهَبَ لِيَقْتَبِسَ لِأَهْلِهِ نَارًا فَرَجَعَ وَهُوَ رَسُولٌ نَبِيٌّ. متن کامل و سیاق. ↩
  3. نعمانی، الغیبة، باب ۱۳، حدیث ۸، روایت یزید کناسی از امام باقر(ع)؛ جمله پایانی. يُصْلِحُ اللَّهُ لَهُ أَمْرَهُ فِي لَيْلَةٍ وَاحِدَةٍ. متن روایت. ↩
  4. محمد بن مسعود عیاشی، تفسیر العیاشی، ج ۲، ص ۱۵۴، حدیث ۴۹، روایت فضل بن ابی‌قره از امام صادق(ع)؛ بخش مربوط به بنی‌اسرائیل. فَلَمَّا طَالَ عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ الْعَذَابُ ضَجُّوا وَبَكَوْا إِلَى اللَّهِ أَرْبَعِينَ صَبَاحًا، فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَى مُوسَى وَهَارُونَ أَنْ يُخَلِّصَهُمْ مِنْ فِرْعَوْنَ، فَحَطَّ عَنْهُمْ سَبْعِينَ وَمِائَةَ سَنَةٍ. قَالَ: وَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ: هَكَذَا أَنْتُمْ لَوْ فَعَلْتُمْ لَفَرَّجَ اللَّهُ عَنَّا، فَأَمَّا إِذَا لَمْ تَكُونُوا فَإِنَّ الْأَمْرَ يَنْتَهِي إِلَى مُنْتَهَاهُ. متن کتاب، ص ۱۵۴. ↩
  5. احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج، ج ۲، توقیع دوم خطاب به شیخ مفید؛ فراز اجتماع دل‌ها. وَلَوْ أَنَّ أَشْيَاعَنَا، وَفَّقَهُمُ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ، عَلَى اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِي الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَيْهِمْ، لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْيُمْنُ بِلِقَائِنَا، وَلَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعَادَةُ بِمُشَاهَدَتِنَا عَلَى حَقِّ الْمَعْرِفَةِ وَصِدْقِهَا مِنْهُمْ بِنَا. متن توقیع. ↩
  6. شیخ طوسی، الغیبة، حدیث ۴۶۸، روایت مفضل بن عمر از امام صادق(ع)؛ فراز آغازین تا «صبح و شام». أَقْرَبُ مَا يَكُونُ الْعِبَادُ مِنَ اللَّهِ وَأَرْضَى مَا يَكُونُ عَنْهُمْ إِذَا افْتَقَدُوا حُجَّةَ اللَّهِ فَلَمْ يَظْهَرْ لَهُمْ وَلَمْ يَعْلَمُوا بِمَكَانِهِ، وَهُمْ فِي ذَلِكَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ لَمْ تَبْطُلْ حُجَّةُ اللَّهِ وَلَا مِيثَاقُهُ، فَعِنْدَهَا تَوَقَّعُوا الْفَرَجَ صَبَاحًا وَمَسَاءً. متن روایت. ↩
  7. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۲، کتاب الدعاء، باب «الیقین في الدعاء»، حدیث ۱؛ روایت سلیم فرّاء با واسطه از امام صادق(ع). إِذَا دَعَوْتَ فَظُنَّ أَنَّ حَاجَتَكَ بِالْبَابِ. متن روایت. ↩