کلمه «غایب» معمولاً یک تصویر فوری در ذهن میسازد: کسی که اینجا نیست. همین تصویر ساده، وقتی درباره امام زمان(عج) به کار میرود، میتواند پرسشهای زیادی بسازد. اگر امام غایب است، آیا از این جهان دور است؟ آیا کسی او را نمیبیند؟ آیا زندگیاش کاملاً جدا از زندگی مردم میگذرد؟
پیش از آنکه درباره نقش امام در زندگی امروز حرف بزنیم، باید خودِ غیبت را درست بفهمیم. چون اگر نقطه شروع مبهم باشد، هر پاسخی که بعد از آن میآید نیز روی همان ابهام بنا خواهد شد.
پرسش اصلی این است:
وقتی میگوییم امام غایب است، چه چیزی پنهان شده و چه چیزی همچنان باقی است؟
غیبت مساوی نبودن نیست
میان این جملهها تفاوت روشنی وجود دارد:
- کسی وجود ندارد؛
- کسی حضور دارد، اما او را نمیبینیم؛
- کسی را میبینیم، اما هویتش را نمیشناسیم؛
- کسی زنده و حاضر است، اما دسترسی عمومی و شناختهشده به او نداریم.
این حالتها شبیه هم نیستند. ندیدن یک انسان، نبودن او را ثابت نمیکند؛ همانطور که ناشناسماندن او به معنای بیاثربودنش نیست.
غیبت امام زمان(عج) به حالت چهارم نزدیک است: حضرت زندهاند و در همین جهان زندگی میکنند. هویت و جایگاه ایشان نیز با معرفی پیامبر اکرم(ص) و امامان اهلبیت(ع) شناخته شده است؛ اما حضورشان برای عموم آشکار نیست و مردم نمیتوانند مانند دوران حضور آشکار امامان، نشانی شناختهشدهای داشته باشند و هر زمان خواستند به حضورشان برسند.
پس آنچه در غیبت محدود شده، دسترسی عمومی به شخص امام و حضور آشکار ایشان است؛ نه شناخت هویت و جایگاه حضرت و نه اصل وجود، حیات و امامت ایشان.
کسی که روبهرویت ایستاده، اما بازشناخته نمیشود
قرآن نمونهای بسیار انسانی از این نوع پنهانبودن را در داستان حضرت یوسف(ع) نشان میدهد. سالها پس از جدایی یوسف از خانواده، برادرانش برای تهیه آذوقه وارد مصر شدند. آنان مقابل یوسف ایستادند و با او سخن گفتند. قرآن صحنه را در یک جمله خلاصه میکند:
برادران یوسف آمدند و بر او وارد شدند. یوسف آنان را شناخت، در حالی که آنان او را نمیشناختند.۱
حضرت یوسف(ع) پشت دیوار یا بیرون از جامعه نبود. در برابر برادرانش حضور داشت، آنان را میدید و وضعیتشان را میدانست؛ اما آنان نمیدانستند این مرد همان یوسف است.
این آیه درباره حضرت یوسف(ع) است، اما یک امکان روشن را پیش چشم ما میگذارد: ممکن است انسانی در میان مردم حضور داشته باشد و مردم با او روبهرو شوند، بیآنکه شخص حاضر را بازبشناسند.
در روایات غیبت نیز همین معنا دیده میشود. امام صادق(ع) درباره حضرت قائم(عج) میفرمایند:
صاحب این امر در موسم حج حاضر میشود؛ مردم را میبیند، اما آنان او را نمیشناسند.۲
بنابراین قرار نیست از واژه غیبت، تصویری از نبودن یا بیرونبودن حضرت از جهان بسازیم. ممکن است نگاهها به ایشان برسد، اما شناخت عمومی اتفاق نیفتد.
دسترسیای که شکلش تغییر کرد
در زمان حضور آشکار امامان، مردم معمولاً میدانستند امام کجاست. میتوانستند به خانه ایشان مراجعه کنند، پرسشی بپرسند، نامهای بفرستند یا در مجلسی سخنشان را بشنوند. البته فشار حکومتها گاهی همین ارتباط را نیز دشوار میکرد، اما شخص امام و محل مراجعه ایشان برای جامعه شیعه شناختهشده بود.
در دوران غیبت، این دسترسی عمومی وجود ندارد. هیچ شخصی نمیتواند خود را نماینده خاص و همیشگی حضرت معرفی کند و راه اختصاصی مراجعه مردم به امام بداند. این محدودیت واقعی است و نباید آن را نادیده گرفت.
اما محدودشدن دسترسی ما، جایگاه امام را تغییر نمیدهد. اگر شاگردی نتواند مستقیماً به استاد خود برسد، علم استاد از میان نمیرود. اگر ابری مقابل خورشید قرار بگیرد، خورشید خاموش نمیشود. در گام بعدی دقیقتر به همین تصویر برمیگردیم.
دو دوره غیبت؛ کوتاه و بلند
روایات، پیش از آغاز غیبت از دو دوره سخن گفته بودند. امام صادق(ع) فرمودند:
برای قائم دو غیبت است؛ یکی کوتاه و دیگری طولانی.۳
پس از شهادت امام حسن عسکری(ع) در سال ۲۶۰ هجری، دورهای آغاز شد که بعدها «غیبت صغری» نام گرفت. در این دوره، چهار نماینده خاص و شناختهشده، به ترتیب واسطه ارتباط شیعیان با حضرت مهدی(عج) بودند. نامهها، پرسشها و وجوهات از این مسیر میرسید و پاسخهای حضرت که «توقیع» نامیده میشد، به دست مردم میآمد.
با درگذشت علی بن محمد سَمُری، چهارمین نماینده خاص، در سال ۳۲۹ هجری، این دوره پایان یافت و غیبت کبری آغاز شد.۴ تفاوت اصلی دو دوره در اصل وجود امام نبود؛ در شیوه دسترسی مردم به ایشان بود:
- در غیبت صغری، ارتباط سازمانیافته از راه نمایندگان خاص وجود داشت؛
- در غیبت کبری، نمایندگی خاص پایان یافت و دسترسی عمومی و رسمی به حضرت وجود ندارد.
این تاریخ به ما کمک میکند غیبت را نه یک ناپدیدشدن ناگهانی و بیمقدمه، بلکه تغییری شناختهشده در شیوه ارتباط با امام ببینیم.
چه چیزی پنهان است و چه چیزی باقی است؟
اکنون میتوان پاسخ را روشنتر گفت.
آنچه در غیبت پنهان یا محدود شده است:
- شناختهشدن چهره و حضور شخص حضرت در میان عموم مردم؛
- امکان مراجعه آشکار و همگانی؛
- دسترسی رسمی از راه نماینده خاص؛
- حضور علنی امام در جایگاه رهبری جامعه.
اما آنچه همچنان باقی است:
- حیات امام؛
- جایگاه ایشان بهعنوان حجت خدا؛
- علم، مهربانی و توجه امام؛
- نسبت ایشان با مردم و جهان؛
- و وعده ظهور و حضور آشکار حضرت.
غیبت، مقام امامت را متوقف نکرده است. امامی که دیروز حجت خدا بود، امروز نیز امام است؛ تفاوت در شکل حضور آشکار و دسترسی عمومی مردم است.
پرسشی که حالا جدیتر میشود
تا اینجا فقط یک سوءبرداشت را کنار گذاشتیم: غیبت به معنای نبودن نیست. اما سؤال مهمتری باقی مانده است.
اگر امام زنده است، اما حضور عمومی و دسترسی آشکاری به ایشان نداریم، حضورش چه فایدهای برای ما دارد؟ آیا میتوان از امامی که پشت پرده غیبت است بهره برد؟
خود حضرت مهدی(عج) برای پاسخ به این سؤال، تصویری انتخاب کردهاند که هم ساده است و هم عمیق:
خورشید پشت ابر.
گام بعدی از همین تصویر آغاز میشود.
متن عربی آیات و روایات
- سوره یوسف، آیه ۵۸: وَجَاءَ إِخْوَةُ يُوسُفَ فَدَخَلُوا عَلَيْهِ فَعَرَفَهُمْ وَهُمْ لَهُ مُنْكِرُونَ. ↩
- الکافی، ج ۱، کتاب الحجة، باب «فی الغیبة»، ح ۱۲: لِلْقَائِمِ غَيْبَتَانِ، يَشْهَدُ فِي إِحْدَاهُمَا الْمَوَاسِمَ، يَرَى النَّاسَ وَلَا يَرَوْنَهُ. مقصود از «نمیبینند» در این سیاق، بازنشناختن شخص حضرت و دسترسی نداشتن به حضور آشکار ایشان است؛ زیرا روایت از حضور حضرت در میان مردم سخن میگوید. ↩
- الکافی، ج ۱، کتاب الحجة، باب «فی الغیبة»، ح ۱۹: لِلْقَائِمِ غَيْبَتَانِ: إِحْدَاهُمَا قَصِيرَةٌ وَالْأُخْرَى طَوِيلَةٌ؛ الْغَيْبَةُ الْأُولَى لَا يَعْلَمُ بِمَكَانِهِ فِيهَا إِلَّا خَاصَّةُ شِيعَتِهِ، وَالْأُخْرَى لَا يَعْلَمُ بِمَكَانِهِ فِيهَا إِلَّا خَاصَّةُ مَوَالِيهِ فِي دِينِهِ. ↩
- شیخ طوسی، کتاب الغیبة، بخش توقیع آخر به علی بن محمد سمری: در این توقیع، حضرت مهدی(عج) از وفات نماینده چهارم در شش روز آینده و پایان نیابت خاص خبر دادند: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، يَا عَلِيَّ بْنَ مُحَمَّدٍ السَّمُرِيَّ، أَعْظَمَ اللَّهُ أَجْرَ إِخْوَانِكَ فِيكَ، فَإِنَّكَ مَيِّتٌ مَا بَيْنَكَ وَبَيْنَ سِتَّةِ أَيَّامٍ… وَلَا تُوصِ إِلَى أَحَدٍ يَقُومُ مَقَامَكَ بَعْدَ وَفَاتِكَ، فَقَدْ وَقَعَتِ الْغَيْبَةُ التَّامَّةُ. ↩
