قرن‌ها پیش از ظهور اسلام، پیروان ادیان مختلف از آینده‌ای سخن می‌گفتند که در آن غلبه ظلم پایان می‌یابد و نجات‌بخشی الهی، جهان را به سوی عدالت و راستی می‌برد. در متون یهودی از مسیحا، در مسیحیت از بازگشت عیسی و در آیین زرتشتی از سوشیانت سخن رفته است.

این گستردگی یک حقیقت مهم را نشان می‌دهد: انتظار منجی، باوری محدود به مسلمانان یا ساخته‌شده در دوره‌ای متأخر نیست؛ ریشه در حافظه دینی ملت‌های مختلف دارد. اسلام این وعده فراگیر را کامل‌تر بیان می‌کند و در سخن پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و اهل‌بیت علیهم‌السلام، موعود را با نام، نسب، ویژگی‌ها و هدف روشن معرفی می‌کند.

قرآن سرنخ را به یک کتاب پیشین می‌رساند

یکی از مستقیم‌ترین راه‌ها برای آغاز این جست‌وجو، خود قرآن است. قرآن هنگام سخن‌گفتن از آینده زمین، می‌گوید این وعده پیش‌تر در «زبور» نیز نوشته شده بود:

ما پس از ذکر، در زبور نوشتیم که زمین را بندگان صالح من به ارث خواهند برد.۱

در مزمور ۳۷ نیز عبارتی بسیار نزدیک دیده می‌شود:

صالحان وارث زمین خواهند شد و تا همیشه در آن سکونت خواهند داشت.۱

این شباهت فقط اشتراک دو واژه نیست. هر دو متن، پایان زمین را به صالحان پیوند می‌دهند؛ نه به کسانی که با ظلم قدرت گرفته‌اند. قرآن با یادآوری زبور نشان می‌دهد وعده آینده صالحان، از ابتدا محدود به جامعه مسلمانان نبوده است.

امام باقر علیه‌السلام مصداق نهایی این صالحان را نیز روشن کرده‌اند:

آنان یاران مهدی(ع) در آخرالزمان‌اند.۶

پس قرآن هم گذشته این وعده را به یاد می‌آورد و هم روایات اهل‌بیت(ع)، نقطه تحقق آینده آن را نشان می‌دهند.

در یهودیت؛ فرمانروایی که عدالت را به سود ضعیفان برپا می‌کند

انتظار «مسیحا» یکی از شناخته‌شده‌ترین بخش‌های امید دینی یهودیان است. در کتاب اشعیا، از شخصی از نسل «یَسّی» ــ پدر داوود ــ سخن گفته می‌شود که داوری او بر ظاهر و شایعه تکیه ندارد:

مسکینان را با عدالت داوری خواهد کرد و برای مظلومان زمین به راستی حکم خواهد نمود… عدالت کمربند کمر او و امانت کمربند میان او خواهد بود.۲

تصویر پس از آن گسترده‌تر می‌شود: گرگ با بره آرام می‌گیرد، آسیبی در کوه مقدس رخ نمی‌دهد و زمین «همان‌گونه که آب دریا را می‌پوشاند» از شناخت خدا پر می‌شود.۲

محور این انتظار فقط آمدن یک شخصیت نیست. جهانِ پس از آمدن او با عدالت برای محرومان، امنیت و گسترش شناخت خدا شناخته می‌شود. این همان الگویی است که در روایت‌های اسلامیِ ظهور نیز بارها می‌بینیم: موعود با مأموریتی برای اصلاح عمومی جهان شناخته می‌شود، نه صرفاً با یک تجربه فردی و خصوصی.

در مسیحیت؛ عیسی بازخواهد گشت

انتظار مسیحی بر بازگشت حضرت عیسی علیه‌السلام تمرکز دارد. در آغاز کتاب «اعمال رسولان»، پس از بالارفتن عیسی، به شاگردان گفته می‌شود:

همین عیسی که از پیش شما به آسمان بالا برده شد، همان‌گونه که رفت و شما دیدید، دوباره باز خواهد گشت.۳

در انجیل متی نیز از آمدن «پسر انسان» با قدرت و جلال سخن گفته شده است.۴ بنابراین مسیحیت، تاریخ را پس از رفتن عیسی پایان‌یافته نمی‌بیند؛ بازگشتی را انتظار می‌کشد که با آشکارشدن قدرت الهی و داوری پیوند دارد.

بازگشت حضرت عیسی(ع) نقطه‌ای مهم در پیوند این انتظار با مهدویت اسلامی است. در روایات اسلامی، ایشان در روزگار ظهور بازمی‌گردند و در کنار حضرت مهدی(عج)، جبهه حق را همراهی می‌کنند. شخصیتی که مسیحیان قرن‌ها در انتظار بازگشت او بوده‌اند، در پایان تاریخ همراه موعود نهایی اسلام ظاهر می‌شود.

در آیین زرتشتی؛ سوشیانت و نوسازی جهان

در سنت زرتشتی، واژه «سوشیانت» برای چهره‌ای نجات‌بخش به کار رفته است. در بخش‌های متأخر اوستا، به‌ویژه زامیادیشت، از «سوشیانت پیروز» و یاران او سخن گفته می‌شود؛ کسی که در فرجام تاریخ به نوسازی جهان و غلبه راستی بر دروغ می‌رسد.۵

توصیف زامیادیشت، آینده‌ای را تصویر می‌کند که در آن زندگی نو می‌شود، فرسودگی و تباهی کنار می‌رود و نیروهای دروغ شکست می‌خورند. در متون بعدی زرتشتی، این نوسازی با اصطلاح «فرشوکرت» یا «فرشگرد» شناخته می‌شود.

در این سنت نیز وضع فعلی جهان آخرین وضعیت آن نیست؛ دروغ و شر پیروزی نهایی ندارند و شخصیتی نجات‌بخش در پایان این نبرد نقش محوری خواهد داشت. این باور، حضور انتظار منجی را در یکی از کهن‌ترین سنت‌های دینی ایران نشان می‌دهد.

این انتظارهای گوناگون چه نقطه مشترکی دارند؟

در کنار هم قرارگرفتن این متن‌ها، چهار خط مشترک روشن را نشان می‌دهد:

  • تاریخ بی‌معنا و رهاشده نیست. جهان به سوی نقطه‌ای می‌رود که حقیقت در آن آشکارتر می‌شود.
  • ظلم پایان قطعی انسان نیست. قدرت شر می‌تواند طولانی و سنگین باشد، اما همیشگی معرفی نشده است.
  • آینده مطلوب فقط رفاه شخصی نیست. عدالت، امنیت، شناخت خدا و اصلاح عمومی جهان در مرکز تصویر قرار دارد.
  • انسان‌های صالح در این آینده سهم دارند. در زبور از وارثان صالح، در سنت زرتشتی از یاران سوشیانت و در اسلام از اصحاب حضرت مهدی(عج) سخن گفته می‌شود.

این گستردگی نشان می‌دهد امید به نجات نهایی، واکنشی تازه به بحران‌های یک دوره خاص نیست. نسل‌های بسیار، در فرهنگ‌ها و سرزمین‌های متفاوت، جهان را شایسته پایانی بهتر از غلبه ظلم دانسته‌اند.

انتظار منجی؛ باوری فراتر از مرزهای اسلام

وقتی یهودیان از مسیحا، مسیحیان از بازگشت عیسی(ع) و زرتشتیان از سوشیانت سخن می‌گویند، روشن می‌شود که اصل انتظار برای نجات نهایی جهان، مرز یک قوم، سرزمین یا دوره تاریخی را پشت سر گذاشته است. بشر دیندار، در سنت‌های گوناگون، پایان تاریخ را پیروزی همیشگی ظلم ندیده است.

این فراگیری، اصالت تاریخی و جامعیت اعتقاد به منجی را نشان می‌دهد. منابع اسلامی قدم بعدی را برمی‌دارند: وعده‌ای را که در ادیان پیشین حضور داشته، با نشانه‌های روشن‌تر توضیح می‌دهند و راه شناخت مصداق آن را پیش روی انسان می‌گذارند.

در اسلام، موعود فقط با یک عنوان کلی باقی نمی‌ماند

قرآن از وراثت زمین توسط صالحان، استقرار دین حق و آینده‌ای پس از غلبه ستم سخن می‌گوید. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نیز مهدی را از اهل‌بیت و نسل حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها معرفی کرده‌اند؛ این مضمون در منابع شیعه و کتاب‌هایی مانند سنن ابی‌داود ثبت شده است.۸

در سخن امامان اهل‌بیت(ع)، معرفی از نشانه‌های کلی عبور می‌کند و به یک سلسله روشن می‌رسد. امام رضا علیه‌السلام پس از نام‌بردن امامان بعد از خود، از فرزند امام حسن عسکری علیه‌السلام با عنوان «حجت، قائم و منتظَر در دوران غیبت» یاد کرده‌اند.۷

بنابراین مهدویت اسلامی فقط تکرار یک آرزوی قدیمی نیست. امید مشترک ادیان در اسلام با مجموعه‌ای از نشانه‌های مشخص همراه می‌شود و در مکتب اهل‌بیت(ع)، به حضرت محمد بن الحسن المهدی(عج) می‌رسد؛ امامی زنده که ظهور او ادامه همان وعده الهی برای زمین است.

یک امید بسیار قدیمی، با نشانی روشن

از زبور و اشعیا تا عهد جدید و اوستا، انسان با این وعده زندگی کرده است که بی‌عدالتی آخرین فصل تاریخ نیست. این فراگیری، انتظار منجی را از یک باور محلی یا واکنشی موقت بیرون می‌آورد. جهانِ ادیان، با زبان‌های متفاوت، هنوز چشم‌به‌راه پیروزی نهایی حق است.

اسلام این امید را رها و بی‌نشانی نگذاشته است. اگر می‌خواهید شواهد مشترک مسلمانان را دقیق‌تر ببینید، مقاله «حضرت مهدی(عج) در منابع اهل‌سنت» را بخوانید. برای دنبال‌کردن آیات، مقاله «امام زمان(عج) در قرآن» و برای شناخت هویت حضرت، مقاله «امام زمان واقعی کیست؟» قدم‌های بعدی‌اند.

و اگر این پرسش برایتان شکل گرفته که انتظار چنین آینده‌ای امروز چگونه باید زندگی ما را تغییر دهد، مسیر «منتظر امام زمان بودن، یعنی چگونه زندگی کردن؟» بحث را از شناخت به عمل می‌رساند.

متن اصلی و مشخصات منابع

  1. قرآن کریم، انبیاء:۱۰۵: وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ. متن مزمور ۳۷:۲۹ در نسخه عبری: צַדִּיקִים יִירְשׁוּ־אָרֶץ וְיִשְׁכְּנוּ לָעַד עָלֶיהָ. متن عبری و ترجمه مزمور. ↩
  2. کتاب اشعیای نبی، باب ۱۱، آیات ۱ تا ۹؛ در این بخش از داوری عادلانه برای فقیران، امنیت و پرشدن زمین از شناخت خدا سخن گفته شده است. متن عبری و ترجمه؛ ترجمه فارسی. ↩
  3. عهد جدید، اعمال رسولان، ۱:۱۱: «همین عیسی که از پیش شما به آسمان بالا برده شد، همان‌طوری که بالا رفت و شما دیدید، دوباره به همین طریق باز خواهد گشت.» ترجمه فارسی آیه. ↩
  4. عهد جدید، انجیل متی، ۲۴:۳۰؛ این آیه از آمدن «پسر انسان» با قدرت و جلال سخن می‌گوید. متن و ترجمه. ↩
  5. اوستا، زامیادیشت، بندهای ۸۹ تا ۹۶؛ برای متن، تحول معنای سوشیانت و شرح فرشوکرت بنگرید به: William W. Malandra, “Saošyant,” Encyclopaedia Iranica. مدخل سوشیانت. همچنین: Mary Boyce, “Astvaṱ.ərəta,” مدخل استوت‌ارت. ↩
  6. تفسیر قمی، ذیل انبیاء:۱۰۵، از امام باقر(ع): هُمْ أَصْحَابُ الْمَهْدِيِّ عَلَيْهِ السَّلَامُ فِي آخِرِ الزَّمَانِ. «آنان یاران مهدی(ع) در آخرالزمان‌اند.» متن تفسیر. ↩
  7. شیخ صدوق، کمال‌الدین و تمام‌النعمه، ج۲، باب ۳۳، ح۶، از امام رضا(ع): وَبَعْدَ الْحَسَنِ ابْنُهُ الْحُجَّةُ الْقَائِمُ الْمُنْتَظَرُ فِي غَيْبَتِهِ، الْمُطَاعُ فِي ظُهُورِهِ. متن روایت. ↩
  8. ابوداوود سجستانی، سنن ابی‌داود، کتاب المهدی، ح۴۲۸۴، از ام‌سلمه: الْمَهْدِيُّ مِنْ عِتْرَتِي مِنْ وَلَدِ فَاطِمَةَ. «مهدی از خاندان من و از فرزندان فاطمه است.» متن روایت. ↩