اگر قرار باشد جهان روزی عادلانه‌تر شود، امروزِ من چه نسبتی با آن روز دارد؟ می‌توانم آرزویش را داشته باشم و همچنان همان‌طور که پیش‌تر زندگی می‌کردم ادامه بدهم؟ یا منتظر کسی بودن، کم‌کم در انتخاب‌هایم هم دیده می‌شود؟

شاید مهم‌ترین پرسش درباره انتظار همین باشد. پیش از آنکه بپرسیم ظهور چه زمانی رخ می‌دهد، خوب است بدانیم این امید قرار است چه چیزی را در زندگی تغییر دهد.

انتظار حضرت مهدی علیه‌السلام، توجه به آینده‌ای است که امام زنده امروز آن را به اذن خدا خواهد ساخت؛ آینده‌ای که عدالت و هدایت در آن سهم همه مردم است. کسی که چنین آینده‌ای را دوست دارد، می‌تواند از همین حالا با راه صاحب آن همراه شود. این همراهی از زندگی بیرون نمی‌رود؛ وارد همان زندگی می‌شود: رابطه‌ها، درس، کار و تصمیم‌هایی که هر روز می‌گیریم.

چرا انتظار را «عمل» نامیده‌اند؟

از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نقل شده است:

بهترین اعمال امت من، انتظار گشایش از سوی خداوند عزوجل است.۱

این سخن درباره امید به گشایش الهی است؛ امیدی که اجازه نمی‌دهد سختی، آخرین کلمه زندگی باشد. در سخن امام جواد علیه‌السلام، همین معنا در گفت‌وگویی درباره حضرت مهدی(عج) آمده است:

بهترین اعمال شیعیان ما، انتظار فرج است.۲

تعبیر «اعمال» تأمل‌برانگیز است. منتظر، فقط خبری درباره آینده را قبول نکرده است؛ باور و امیدش را با عمل همراه می‌کند تا انتظار در زندگی‌اش واقعی باشد، نه آرزویی که هیچ قدمی برای آن برنمی‌دارد. امید می‌تواند منشأ انتخاب شود: وقتی بدی را پایان محتوم جهان نمی‌دانم، برای درست‌زیستن دلیل بیشتری دارم.

اما از کجا بفهمیم این توضیح، صرفاً برداشت دل‌خواه از یک کلمه نیست؟ خود امام صادق علیه‌السلام، انتظار را با رفتاری مشخص همراه کرده‌اند.

تعریفی که از خود امام داریم

در کتاب «الغیبة» نعمانی، امام صادق(ع) می‌فرمایند:

هرکس دوست دارد از یاران قائم باشد، باید انتظار بکشد و در حال انتظار، با پرهیزکاری و اخلاق نیک رفتار کند. اگر از دنیا برود و قائم پس از او قیام کند، پاداشی مانند پاداش کسی خواهد داشت که او را درک کرده است. پس کوشش کنید و منتظر بمانید؛ گوارایتان باد، ای گروه مورد رحمت!۳

آغاز حدیث دعوت است: «هرکس دوست دارد از یاران قائم باشد…» راه، از علاقه به همراهی باز می‌شود؛ بعد به پرهیزکاری و اخلاق می‌رسد.

پرهیزکاری یا ورع یعنی از هر کار بدی که امام(ع) نمی‌پسندند دوری کنیم. اخلاق نیک یعنی دیگری در برخورد با من سهمی از احترام، انصاف و مهربانی ببیند. این‌ها واژه‌های بزرگ با مصداق‌های بسیار نزدیک‌اند: رازی که نگه می‌دارم، قولی که جدی می‌گیرم، حقی که برای رسیدن به منفعت خودم نادیده نمی‌گیرم.

حدیث نمی‌گوید نخست ظهور رخ بدهد تا نوبت چنین رفتارهایی برسد. می‌گوید «در حال انتظار». زمان آماده‌شدن، همین فاصله است.

اگر روز ظهور را نبینیم، چه؟

این پرسش می‌تواند پشت بسیاری از تردیدها پنهان باشد: اگر من تلاش کنم و آن روز در عمر من نرسد، چه چیزی به دست آورده‌ام؟

پاسخ در ادامه همان حدیث امام صادق(ع) است. حضرت ارزش منتظر را به دیدن یک تاریخ محدود نکرده‌اند. کسی که با انتظار، پرهیزکاری و اخلاق نیک زندگی کرده، حتی اگر پیش از قیام از دنیا برود، از پاداش همراهی بی‌نصیب نمی‌ماند.

امام صادق(ع) در روایت دیگری، جایگاه منتظر را روشن‌تر بیان می‌کنند:

کسی که در انتظار این امر از دنیا برود، مانند کسی است که همراه قائم(ع) در خیمه او بوده است؛ بلکه مانند کسی است که پیش روی رسول خدا(ص) شمشیر زده است.۴

در روایت ابراهیم کرخی نیز از ایشان نقل شده است:

کسی که منتظر دوازدهمین امام باشد، مانند کسی است که شمشیر خود را پیش روی رسول خدا(ص) برکشیده و از ایشان دفاع می‌کند.۵

فیض بن مختار هم نقل می‌کند که امام صادق(ع) فرمودند:

هرکس از شما در حال انتظار این امر از دنیا برود، مانند کسی است که همراه قائم(ع) در خیمه اوست.

راوی می‌گوید حضرت اندکی مکث کردند و سپس فرمودند:

بلکه مانند کسی است که همراه او شمشیر زده است.

و سپس فرمودند:

نه، به خدا سوگند؛ مانند کسی است که همراه رسول خدا(ص) به شهادت رسیده است.۶

پس انتظار همراه با شناخت و عمل، همین حالا ارزش دارد. کسی که راه امام(ع) را پذیرفته و برای همراهی با ایشان می‌کوشد، اگر پیش از ظهور از دنیا برود، فرصت و کوشش او از دست نرفته است؛ این روایات از پاداش همراهی با امام(ع) و دفاع از پیامبر(ص) برای او سخن می‌گویند.

این بخش، نگاه ما به عمر را تغییر می‌دهد. زندگیِ وفادارانه، مقدمه‌ای بی‌ارزش نیست که فقط با رسیدن به روز ظهور معنا پیدا کند. همین امروز، میدان انتخاب و نزدیکی به امام است. فرصت درست‌زیستن را لازم نیست از آینده قرض بگیریم.

و جالب است که پایان حدیث، با وجود دعوت به کوشش، چقدر مهربان است: «گوارایتان باد، ای گروه مورد رحمت!» انسان برای قدم‌برداشتن، فقط به یادآوری وظیفه نیاز ندارد؛ به امید پذیرفته‌شدن هم نیاز دارد.

از کجا آغاز کنیم؟

برای شروع، لازم نیست برنامه‌ای دور از توان خودمان بنویسیم. می‌توانیم یک کار روشن را انتخاب کنیم: حقی که باید ادا شود، رفتاری که می‌توان مهربانانه‌ترش کرد یا مسئولیتی که باید بهتر انجامش داد. بعد آن را با نیت همراهی با راه امام مهدی(عج) جدی بگیریم.

شناخت خود امام نیز این نیت را از یک تصویر مبهم جدا می‌کند. اگر این پرسش هنوز برایتان باز است، مقاله «امام زمان واقعی کیست؟» شواهد معرفی حضرت را کنار هم می‌گذارد. اگر می‌خواهید بدانید امام زنده در دوران غیبت چه نسبتی با زندگی دارد، مسیر نقش امام غایب در زندگی از همین موضوع آغاز می‌کند.

انتظار، یعنی آینده‌ای روشن را باور کنیم و اجازه بدهیم روشنایی آن در رفتار امروزمان پیدا شود. این راه را پیش از ما هم مردمی در روزهای دوری از راهنمای الهی پیموده‌اند. بعضی امیدشان را نگه داشتند، بعضی شتاب کردند و بعضی مسیر را گم کردند. داستان آنان کمک می‌کند فاصله میان امید و فرارسیدن وعده را بهتر بشناسیم.

در گام بعد، به سراغ روزهای غیبت در زندگی پیامبران پیشین می‌رویم.

متن عربی و منابع آیات و روایات

  1. شیخ صدوق، کمال‌الدین و تمام‌النعمه، باب «ما روي في ثواب المنتظر للفرج»، حدیث ۳. أَفْضَلُ أَعْمَالِ أُمَّتِي انْتِظَارُ الْفَرَجِ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ. متن روایت. ترجمه‌های این مقاله برگردان فارسیِ متن عربی‌اند. ↩
  2. شیخ صدوق، کمال‌الدین و تمام‌النعمه، روایت عبدالعظیم حسنی از امام جواد(ع)، باب «ما روي عن الجواد في النص على القائم»، حدیث ۱؛ بخش پایانی روایت. أَفْضَلُ أَعْمَالِ شِيعَتِنَا انْتِظَارُ الْفَرَجِ. متن کامل. ↩
  3. محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، باب ۱۱، حدیث ۱۶؛ فراز پایانی روایت ابوبصیر. مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ فَلْيَنْتَظِرْ وَلْيَعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَمَحَاسِنِ الْأَخْلَاقِ وَهُوَ مُنْتَظِرٌ، فَإِنْ مَاتَ وَقَامَ الْقَائِمُ بَعْدَهُ كَانَ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ أَدْرَكَهُ، فَجِدُّوا وَانْتَظِرُوا، هَنِيئًا لَكُمْ أَيَّتُهَا الْعِصَابَةُ الْمَرْحُومَةُ. متن کامل روایت. ↩
  4. شیخ صدوق، کمال‌الدین و تمام‌النعمه، باب ۳۳، حدیث ۱۱، ص ۳۳۸، روایت مفضل بن عمر از امام صادق(ع). مَنْ مَاتَ مُنْتَظِرًا لِهَذَا الْأَمْرِ كَانَ كَمَنْ كَانَ مَعَ الْقَائِمِ فِي فُسْطَاطِهِ، لَا بَلْ كَانَ كَالضَّارِبِ بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ بِالسَّيْفِ. متن روایت و ارجاع به کمال‌الدین. ↩
  5. شیخ صدوق، کمال‌الدین و تمام‌النعمه، باب ۳۳، حدیث ۵، ص ۳۳۵، فراز روایت ابراهیم کرخی از امام صادق(ع). الْمُنْتَظِرُ لِلثَّانِي عَشَرَ مِنْهُمْ كَالشَّاهِرِ سَيْفَهُ بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ يَذُبُّ عَنْهُ. متن کتاب. ↩
  6. احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج ۱، ص ۱۷۴، روایت فیض بن مختار از امام صادق(ع). مَنْ مَاتَ مِنْكُمْ وَهُوَ مُنْتَظِرٌ لِهَذَا الْأَمْرِ كَمَنْ هُوَ مَعَ الْقَائِمِ فِي فُسْطَاطِهِ. قَالَ: ثُمَّ مَكَثَ هُنَيْئَةً، ثُمَّ قَالَ: لَا بَلْ كَمَنْ قَارَعَ مَعَهُ بِسَيْفِهِ، ثُمَّ قَالَ: لَا وَاللَّهِ إِلَّا كَمَنِ اسْتُشْهِدَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ. متن روایت در پایگاه آستان امام حسین(ع). ↩