قرآن درباره گستره علم و کتاب الهی می‌گوید: «هیچ تر و خشکی نیست مگر آنکه در کتابی روشن ثبت است.» از سوی دیگر، مهدی موعود و غیبت ایشان موضوعی نیست که پس از وقوع غیبت ساخته شده باشد. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و امامان اهل‌بیت علیهم‌السلام از نسل‌ها پیش درباره حضرت، غیبت و آینده ظهور سخن گفته بودند؛ تا آنجا که حتی سال‌ها پیش از ولادت امام مهدی(عج)، کتاب‌هایی مستقل درباره غیبت نوشته شده بود.۱

چگونه ممکن است قرآن در برابر چنین مسئله مهمی ساکت مانده باشد؟ ساکت نمانده است. گاهی از آینده‌ای سخن می‌گوید که تحقق کامل آن با ظهور حضرت معنا پیدا می‌کند؛ گاهی تصویری از غیبت و حضور حجت خدا به دست می‌دهد؛ و گاهی اهل‌بیت(ع)، مصداق آیه را برای مردم روشن کرده‌اند. نمونه‌های پیش رو نشان می‌دهند این پیوند چگونه در خود آیات و تفسیر روایی آنها شکل گرفته است.

اگر تصور کنیم ارتباط قرآن با امام مهدی علیه‌السلام به یکی دو آیه محدود است، مرور منابع تفسیری تصویر دیگری نشان می‌دهد. سید هاشم حسینی بحرانی در کتاب «المحجّة فیما نزل فی القائم الحجّة»، که با نام «سیمای حضرت مهدی(عج) در قرآن» به فارسی ترجمه شده، ۱۲۰ آیه را همراه روایات مرتبط گرد آورده است.۲

در جلد پنجم «معجم احادیث امام مهدی(عج)» با عنوان «الآیات المفسّرة»، دامنه بررسی به حدود ۲۶۵ آیه می‌رسد. یک گردآوری موضوعی گسترده‌تر نیز ۳۶۵ آیه از حدود ۸۰ سوره و بیش از ۵۰۰ روایت تفسیری را گزارش می‌کند.۳ حتی کتاب «المهدی فی القرآن» ۱۱۰ آیه را تنها بر پایه مصادر و کتاب‌های اهل‌سنت گرد آورده است.۴

قرار نیست صدها آیه را پشت سر هم ردیف کنیم. چند نمونه روشن را انتخاب می‌کنیم؛ آیاتی که یا از آینده‌ای فراگیر سخن می‌گویند که هنوز در اندازه توصیف‌شده در قرآن تحقق نیافته، یا غیبت و حضور حجت خدا را توضیح می‌دهند، یا حضرت و یاران ایشان را در روایات تفسیری معرفی می‌کنند.

کدام آیات قرآن درباره امام زمان(عج) است؟

آیات مرتبط با امام زمان(عج) یک شکل ندارند. در برخی، قرآن وعده‌ای عمومی و قطعی درباره آینده زمین می‌دهد و روایت، تحقق کامل آن را در عصر قائم(عج) معرفی می‌کند. در برخی دیگر، خود اهل‌بیت علیهم‌السلام آیه را به غیبت، لقب یا یاران حضرت تفسیر کرده‌اند.

این شیوه عجیب نیست. قرآن راه را نشان می‌دهد و پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و اهل‌بیت(ع) جزئیات و مصداق آن را روشن می‌کنند. بنابراین باید آیه و روایت را کنار هم خواند؛ نه آیه را از معنای خودش جدا کرد و نه توضیح خاندان پیامبر(ص) درباره آن را نادیده گرفت.

وعده‌ای که هنوز در اندازه کامل خود محقق نشده است

یکی از روشن‌ترین آیات آینده‌نگر قرآن، سه تغییر بزرگ را کنار هم می‌گذارد: جانشینی مؤمنان در زمین، استقرار دینی که خدا برای آنان پسندیده و تبدیل ترس به امنیت:

خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند وعده داده است که آنان را در زمین جانشین گرداند؛ همان‌گونه که پیشینیان را جانشین کرد، دینی را که برایشان پسندیده است استوار سازد و ترسشان را به امنیت تبدیل کند؛ تا مرا بپرستند و چیزی را شریک من قرار ندهند.۵

آیه فقط از پیروزی یک گروه یا تشکیل حکومتی کوتاه‌مدت سخن نمی‌گوید. جانشینی، استقرار دین، امنیت پس از ترس و عبادت بی‌شرک را یکجا وعده می‌دهد. امام صادق علیه‌السلام مصداق نهایی این وعده را روشن کرده‌اند:

این آیه درباره قائم(عج) و یاران او نازل شده است.۶

پس امید به ظهور، امیدی بیرون از قرآن نیست. افقی است که خدا برای زمین ترسیم کرده: روزی که ایمان و عمل صالح فقط انتخاب دشوار انسان‌های پراکنده نباشد و ساختار زندگی عمومی نیز از آن پشتیبانی کند.

دین حق روزی بر همه جهان آشکار می‌شود

قرآن یک وعده را با عبارتی تقریباً یکسان در سه سوره توبه، فتح و صف تکرار کرده است:

اوست که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همه دین‌ها پیروز و آشکار گرداند؛ هرچند مشرکان خوش نداشته باشند.۷

اسلام در همان قرن‌های نخست از مرزهای حجاز عبور کرد و پیامش به بخش بزرگی از جهان رسید؛ اما ظاهر آیه از آشکارشدن دین حق بر همه دین‌ها سخن می‌گوید. امام صادق(ع) در یک جمله، زمان تحقق کامل این وعده را مشخص کرده‌اند:

به خدا سوگند، تأویل این آیه هنوز تحقق نیافته و تحقق آن تا هنگامی که قائم(عج) قیام کند فرا نمی‌رسد.۸

این روایت نمی‌گوید آیه تا امروز هیچ اثری نداشته است؛ می‌گوید نقطه کامل آن هنوز پیش روست. ظهور حضرت مهدی(عج) پایان راه پیامبر(ص) نیست، به ثمررسیدن همان دینی است که پیامبر آوردند.

زمین سرانجام به بندگان صالح می‌رسد

ممکن است تاریخ چنان پر از جنگ و ستم دیده شود که حاکمیت صالحان شبیه یک آرزوی دور به نظر برسد. قرآن این آینده را آرزو نمی‌نامد؛ آن را وعده‌ای نوشته‌شده در کتاب‌های پیشین معرفی می‌کند:

ما در زبور، پس از ذکر، نوشتیم که زمین را بندگان صالح من به ارث خواهند برد.۹

امام باقر علیه‌السلام در تفسیر این بندگان فرموده‌اند:

آنان یاران مهدی(عج) در آخرالزمان‌اند.۹

تعبیر «ارث» مهم است. وارث، چیزی را که حق اوست سرانجام تحویل می‌گیرد. قرآن نمی‌گوید صالحان همیشه گروهی حاشیه‌ای و شکست‌خورده باقی می‌مانند؛ پایان زمین را از آنِ آنان می‌داند.

همین مسیر در سوره قصص با تعبیر «امام» کامل‌تر می‌شود:

می‌خواهیم بر کسانی که در زمین به ضعف کشیده شده‌اند منت بگذاریم، آنان را پیشوایان قرار دهیم و وارثان زمین گردانیم.۱۰

ظاهر نخستین آیات سوره درباره نجات بنی‌اسرائیل از فرعون است؛ اما وعده خدا در آن واقعه متوقف نمی‌ماند. امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام این آیه را درباره خاندان پیامبر(ص) نیز دانسته‌اند: «این آیه برای ما یا درباره ماست.»۱۰ به این ترتیب، داستان یک قوم به قانونی الهی تبدیل می‌شود: قدرت ستم همیشگی نیست و خدا پیشوایی و وراثت نهایی را برای حجت‌ها و بندگان صالح خود رقم زده است.

زنده‌شدن زمین فقط روییدن دوباره گیاه نیست

وقتی زمین می‌میرد، نخستین تصویری که به ذهن می‌آید خاک خشک و بی‌گیاه است. قرآن از همین تصویر آشنا استفاده می‌کند:

بدانید که خدا زمین را پس از مرگش زنده می‌کند؛ ما نشانه‌ها را برای شما روشن کردیم، شاید بیندیشید.۱۱

در روایت تفسیری، مرگ و زندگی زمین معنایی انسانی پیدا می‌کند:

خدا زمین را هنگام ظهور قائم(عج)، با عدالت او زنده می‌کند؛ پس از آنکه با ستم پیشوایان گمراه مرده است.۱۱

پس مسئله ظهور فقط جابه‌جایی یک قدرت با قدرتی دیگر نیست. زمین هنگامی زنده می‌شود که عدالت به روابط، قانون و زندگی مردم بازگردد. همان‌گونه که باران، زمین مرده را دوباره قابل زیستن می‌کند، عدالت حضرت نیز جهانی فرسوده از ستم را احیا می‌کند.

امام غایب؛ آبی که از دسترس پنهان شده است

تا اینجا آیات از آینده ظهور گفتند؛ اما قرآن در روایات اهل‌بیت(ع) تصویری نیز برای خود دوران غیبت دارد:

بگو: به من خبر دهید اگر آب شما در زمین فرو رود، چه کسی برایتان آب روان و آشکار می‌آورد؟۱۲

امام کاظم علیه‌السلام این آیه را چنین تفسیر کرده‌اند:

اگر امامتان از شما غایب شود، چه کسی امامی آشکار برایتان می‌آورد؟۱۲

آب سرچشمه زندگی است؛ ممکن است در دل زمین وجود داشته باشد، اما دست مردم به آن نرسد. در غیبت نیز هویت و مقام حضرت مجهول نیست. امام زمان(عج) شناخته شده‌اند، اما دسترسی و حضور عمومی ایشان فراهم نیست. همان خدایی که آب پنهان را آشکار می‌کند، زمان ظهور حجت خود را نیز رقم می‌زند.

اگر می‌خواهید تفاوت «غایب‌بودن» و «نبودن» را دقیق‌تر دنبال کنید، مقاله «غیبت امام دقیقاً به چه معناست؟» این تصویر را از زاویه تاریخی و روایی باز می‌کند.

ایمان به غیب؛ باور به قیام حضرت قائم(عج)

قرآن در نخستین توصیف متقین می‌گوید آنان «به غیب ایمان می‌آورند».۱۳ غیب معنایی گسترده دارد و هر حقیقت بیرون از حس مستقیم را دربرمی‌گیرد؛ در روایت امام صادق(ع)، یکی از مصداق‌های این ایمان چنین معرفی شده است:

کسی که اقرار کند قیام قائم(عج) حق است.۱۳

ارزش این ایمان دقیقاً در روزهایی آشکار می‌شود که هنوز ظهور را ندیده‌ایم. باور به حضرت تنها پذیرفتن یک خبر درباره آینده نیست؛ اعتماد به وعده خداست در زمانی که فشار اخبار و تجربه روزمره ممکن است خلاف آن را القا کند.

چرا به حضرت مهدی(عج) «بقیة‌الله» می‌گوییم؟

تعبیر «بقیة‌الله» نخست در سخن حضرت شعیب علیه‌السلام با قومش آمده است:

آنچه خدا برای شما باقی می‌گذارد، اگر مؤمن باشید، برایتان بهتر است.۱۴

آیه در سیاق خود، مردم را از سود نادرست و کم‌فروشی بازمی‌دارد و باقی‌مانده حلال الهی را برتر می‌داند. اهل‌بیت(ع) همین تعبیر بلند قرآنی را برای آخرین حجت خدا نیز به کار برده‌اند. از امام صادق(ع) پرسیدند چگونه به حضرت قائم سلام کنیم. فرمودند:

بگویید: سلام بر تو، ای بقیة‌الله.۱۴

«بقیة‌الله» یعنی آن ذخیره‌ای که خدا برای ادامه حجت و هدایت خود باقی گذاشته است. این لقب فقط تعبیری شاعرانه نیست؛ پیوندی قرآنی میان امام زنده و طرحی است که خدا برای زمین ناتمام نگذاشته است.

قرآن از یاران آن آینده نیز سخن گفته است

قرآن فقط مقصد را نشان نمی‌دهد؛ از انسان‌هایی نیز سخن می‌گوید که به سوی آن مقصد حرکت می‌کنند:

در کارهای نیک از یکدیگر پیشی بگیرید؛ هر کجا باشید خدا همه شما را گرد می‌آورد. بی‌تردید خدا بر هر کاری تواناست.۱۵

امام باقر(ع) بخش پایانی آیه را درباره یاران حضرت قائم(عج) دانسته‌اند؛ بیش از سیصد مردی که خدا آنان را گرد می‌آورد.۱۵ روایت، یاری حضرت را با «پیشی‌گرفتن در خیرات» کنار هم قرار می‌دهد. یاران ظهور ناگهان از زندگی بی‌جهت ساخته نمی‌شوند؛ پیش از گردآمدن، اهل حرکت به سوی خیرند.

در آیه‌ای دیگر می‌خوانیم:

آیا آن کس که درمانده را هنگامی که او را بخواند پاسخ می‌دهد، گرفتاری را برطرف می‌کند و شما را جانشینان زمین قرار می‌دهد، بهتر است یا معبودانی که شریک خدا می‌سازند؟۱۶

امام باقر(ع) این آیه را درباره قائم(عج) نیز دانسته‌اند؛ هنگامی که حضرت در آغاز قیام، خدا را می‌خوانند و یارانشان گرد ایشان جمع می‌شوند.۱۶ پیروزی موعود از استقلال در برابر خدا آغاز نمی‌شود؛ خود امام با دعا و نیاز به درگاه او قیام می‌کند.

آیا مفسران اهل‌سنت نیز آیات مهدویت را نقل کرده‌اند؟

بله. همان‌طور که کتاب «المهدی فی القرآن» ۱۱۰ آیه را از منابع اهل‌سنت گرد آورده، در تفاسیر مشهور آنان نیز نمونه‌های صریح دیده می‌شود. برای مثال، قرطبی ذیل آیه «تا دین حق را بر همه دین‌ها آشکار سازد» نظر سُدّی را این‌گونه نقل می‌کند:

این هنگام خروج مهدی خواهد بود؛ کسی باقی نمی‌ماند مگر آنکه اسلام را بپذیرد یا جزیه بپردازد.۱۷

این نقل به معنای یکسان‌بودن تمام جزئیات اعتقادی شیعه و اهل‌سنت نیست؛ اما یک نکته مهم را روشن می‌کند: پیوند وعده‌های آینده قرآن با ظهور مهدی، تنها در کتاب‌های تفسیری شیعه ثبت نشده است.

قرآن چه تصویری از امام مهدی(عج) می‌سازد؟

با کنار هم قرارگرفتن این آیات و روایات، تصویری پیوسته شکل می‌گیرد: زمین بی‌صاحب رها نشده، حجت خدا در دوران غیبت زنده است، وعده حکومت صالحان فراموش نشده، دین حق به نقطه ظهور کامل خود می‌رسد و انسان‌هایی برای یاری این آینده آماده می‌شوند.

قرآن قرار نیست تنها نامی را پیش چشم ما بگذارد و عبور کند؛ جایگاه حضرت را در نقشه هدایت خدا نشان می‌دهد. روایات اهل‌بیت(ع) نیز روشن می‌کنند که این وعده‌ها چگونه به حضرت محمد بن الحسن المهدی(عج)، غیبت، قیام و یاران ایشان می‌رسند.

اگر پرسش بعدی این است که چگونه می‌توان مطمئن شد این مهدی موعود همان فرزند امام حسن عسکری علیه‌السلام است، مقاله «امام زمان واقعی کیست؟» زنجیره معرفی حضرت را از سخن پیامبر(ص) تا ولادت و غیبت صغری دنبال می‌کند. و اگر می‌خواهید بدانید این وعده قرآنی امروز چه تغییری در زندگی ایجاد می‌کند، مسیر «منتظر امام زمان بودن، یعنی چگونه زندگی کردن؟» قدم بعدی این گفت‌وگوست.

متن عربی و منابع آیات و روایات

  1. قرآن کریم، انعام:۵۹: وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَلَا حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ. درباره پیشینه غیبت‌نگاری نیز نجاشی برای عباس بن هشام ناشری اسدی، درگذشته سال ۲۱۹ یا ۲۲۰ قمری، کتاب الغیبة ثبت کرده است؛ یعنی سال‌ها پیش از ولادت حضرت مهدی(عج). برای گزارشی از آثار متعدد این دوره بنگرید به: پیشینه تألیف درباره مهدویت. ↩
  2. سید هاشم حسینی بحرانی، المحجّة فيما نزل في القائم الحجّة، ترجمه سید مهدی حائری قزوینی با عنوان سیمای حضرت مهدی(عج) در قرآن. این اثر ۱۲۰ آیه را به ترتیب سوره‌ها همراه روایات تفسیری گرد آورده است. متن کتاب. ↩
  3. معجم أحادیث الإمام المهدی(ع)، ج۵، «الآیات المفسّرة»، هیئت علمی مؤسسه معارف اسلامی، زیر نظر علی کورانی؛ در این مجلد حدود ۲۶۵ آیه بررسی شده است. در گردآوری گسترده‌تر المصلح العالمي المنتظر، ۳۶۵ آیه از ۸۰ سوره با بیش از ۵۰۰ روایت گزارش شده است. مشخصات جلد پنجم معجم. ↩
  4. سید صادق حسینی شیرازی، المهدی في القرآن، ترجمه فارسی با عنوان موعود قرآن؛ گردآوری ۱۱۰ آیه بر پایه مصادر و کتاب‌های اهل‌سنت. معرفی اثر. ↩
  5. قرآن کریم، نور:۵۵. وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَىٰ لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ. ↩
  6. محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، باب ۱۳، ح۳۴، از امام صادق(ع): نَزَلَتْ فِي الْقَائِمِ وَأَصْحَابِهِ. متن روایت. ↩
  7. قرآن کریم، توبه:۳۳؛ همین عبارت با تفاوت پایان آیه در فتح:۲۸ و صف:۹ نیز آمده است. هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ. ↩
  8. شیخ صدوق، کمال‌الدین و تمام‌النعمه، ج۲، باب ۵۵، ح۱۶، از امام صادق(ع): وَاللَّهِ مَا نَزَلَ تَأْوِيلُهَا بَعْدُ، وَلَا يَنْزِلُ تَأْوِيلُهَا حَتَّى يَخْرُجَ الْقَائِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ. متن روایت. ↩
  9. قرآن کریم، انبیاء:۱۰۵؛ تفسیر قمی ذیل آیه، از امام باقر(ع): وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ. و در تفسیر روایت: هُمْ أَصْحَابُ الْمَهْدِيِّ عَلَيْهِ السَّلَامُ فِي آخِرِ الزَّمَانِ. تفسیر آیه. ↩
  10. قرآن کریم، قصص:۵؛ شیخ طوسی، الأمالی، مجلس ۷۲، ح۲۶، از امیرالمؤمنین(ع): وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ. و در تفسیر آن: هِيَ لَنَا أَوْ فِينَا هَذِهِ الْآيَةُ. متن روایت. ↩
  11. قرآن کریم، حدید:۱۷؛ محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، باب نخست، ح۱: اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ. و در روایت: أَيْ يُحْيِيهَا اللَّهُ بِعَدْلِ الْقَائِمِ عِنْدَ ظُهُورِهِ بَعْدَ مَوْتِهَا بِجَوْرِ أَئِمَّةِ الضَّلَالِ. متن روایت. ↩
  12. قرآن کریم، ملک:۳۰؛ کلینی، الکافی، ج۱، کتاب الحجة، باب «في الغیبة»، ح۱۴، از امام کاظم(ع): قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُكُمْ غَوْرًا فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِمَاءٍ مَعِينٍ. و در روایت: إِذَا غَابَ عَنْكُمْ إِمَامُكُمْ فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِإِمَامٍ جَدِيدٍ؟ متن باب و روایت. ↩
  13. قرآن کریم، بقره:۳؛ شیخ صدوق، کمال‌الدین و تمام‌النعمه، ج۲، باب ۳۱، ح۱۹، از امام صادق(ع): الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ. و در روایت: مَنْ أَقَرَّ بِقِيَامِ الْقَائِمِ أَنَّهُ حَقٌّ. متن روایت. ↩
  14. قرآن کریم، هود:۸۶؛ کلینی، الکافی، ج۱، کتاب الحجة، باب نوادر، ح۲، از امام صادق(ع): بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ. و درباره سلام به قائم(ع): يَقُولُونَ: السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ. متن روایت. ↩
  15. قرآن کریم، بقره:۱۴۸؛ کلینی، الکافی، روایت تفسیر آیه از امام باقر(ع): فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ أَيْنَ مَا تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعًا إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ. و در روایت: يَعْنِي أَصْحَابَ الْقَائِمِ الثَّلَاثَمِائَةِ وَالْبِضْعَةَ عَشَرَ رَجُلًا. متن روایت. ↩
  16. قرآن کریم، نمل:۶۲؛ محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، باب ۲۰، ح۶، از امام باقر(ع): أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ وَيَجْعَلُكُمْ خُلَفَاءَ الْأَرْضِ أَإِلَٰهٌ مَعَ اللَّهِ قَلِيلًا مَا تَذَكَّرُونَ. و در روایت: نَزَلَتْ فِي الْقَائِمِ. متن روایت. ↩
  17. محمد بن احمد قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ذیل توبه:۳۳؛ نقل دیدگاه سُدّی: ذَاكَ عِنْدَ خُرُوجِ الْمَهْدِيِّ، لَا يَبْقَى أَحَدٌ إِلَّا دَخَلَ فِي الْإِسْلَامِ أَوْ أَدَّى الْجِزْيَةَ. تفسیر قرطبی. ↩