حالا می‌دانیم غیبت به معنای نبودن امام نیست. حضرت مهدی(عج) زنده‌اند و هویت و جایگاهشان با معرفی پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع) شناخته شده است؛ اما حضور ایشان برای عموم آشکار نیست و مردم به ایشان دسترسی همگانی ندارند.

اینجا یک سؤال جدی‌تر شکل می‌گیرد:

وجود امامی که نمی‌توانیم به‌صورت عمومی او را ببینیم و مستقیماً به ایشان مراجعه کنیم، چه اثری در زندگی ما دارد؟

این پرسش تازه‌ای نیست. اسحاق بن یعقوب آن را در دوران غیبت صغری مطرح کرد و پاسخ را از خود حضرت مهدی(عج) دریافت کرد. پاسخ حضرت فقط یک گزاره اعتقادی نبود؛ تصویری بود که می‌توان آن را دید، لمس کرد و درباره‌اش اندیشید.

پاسخی با تصویر خورشید

حضرت مهدی(عج) فرمودند:

اما چگونگی بهره‌مندی از من در دوران غیبتم، مانند بهره‌مندی از خورشید است هنگامی که ابرها آن را از دیدگان پنهان می‌کنند؛ و من برای اهل زمین مایه امانم، همان‌گونه که ستارگان برای اهل آسمان مایه امان‌اند.۱

این تشبیه را نباید فقط نقل کرد و از کنارش گذشت. هر بخش آن پاسخی در خود دارد.

ابر باعث نمی‌شود خورشید از منظومه بیرون برود. نور و گرمایش به زمین می‌رسد، چرخه زندگی با آن ادامه پیدا می‌کند و زمین همچنان گرد آن می‌گردد. چیزی که محدود شده، دید مستقیم ماست؛ نه وجود و اثر خورشید.

غیبت نیز امام را از جایگاهش کنار نبرده است. حضور حضرت برای عموم آشکار نیست و مردم به ایشان دسترسی عمومی ندارند، اما رشته امامت و حجت الهی قطع نشده است.

نوری که به هر خانه یکسان وارد نمی‌شود

خورشید پشت ابر بر همه زمین می‌تابد؛ اما بهره هر جا یکسان نیست. پنجره‌ای که رو به نور باز است، اتاق را روشن‌تر می‌کند. جایی که همه راه‌های ورود نور بسته شده، سهم کمتری از روشنایی می‌گیرد.

وجود امام نیز خیر و امان عمومی دارد؛ اما رابطه آگاهانه با ایشان می‌تواند بهره انسان را بیشتر کند. شناخت، محبت، دعا، توسل و هماهنگ‌کردن زندگی با راه امام، پنجره‌هایی هستند که انسان به سوی این خورشید باز می‌کند.

رابطه، یعنی انسان بداند امام زنده‌ای دارد، به او رو کند و اجازه دهد این توجه در امید، تصمیم و رفتار او حضور پیدا کند.

راه هدایت، صاحب زنده دارد

امام در غیبت کتاب تازه‌ای نمی‌آورد و شریعت دیگری نمی‌سازد. قرآن و تعالیم پیامبر اکرم(ص) و اهل‌بیت(ع) همان راه هدایت‌اند. اما این میراث، یادگاری بی‌صاحب از گذشته نیست.

در روایت دیگری، امام باقر(ع) می‌فرمایند:

خدا زمین را بدون عالم و راهنمای الهی رها نکرده است؛ وگرنه حق از باطل شناخته نمی‌شد.۳

پس پشت ابر غیبت، خلأ نیست. انسانی زنده قرار دارد که رشته حجت خدا با او ادامه یافته است.

در هر زمان، انسانی وجود دارد که حقیقت این راه را کامل می‌شناسد و خود، نمونه زنده آن است. وجود حضرت مهدی(عج) یعنی بندگی کامل، عدالت کامل و فهم بی‌خطای دین فقط خاطره‌ای تاریخی یا آرزویی ذهنی نیست؛ مصداق زنده دارد.

همین حقیقت، جهت را حفظ می‌کند. ممکن است ما در فهم و عمل فاصله داشته باشیم، اما معیار الهی از جهان برداشته نشده است. راه هنوز به انسانی زنده می‌رسد.

امام، مایه امان زمین است

حضرت در همان توقیع، پس از تشبیه خورشید، می‌فرمایند:

من برای اهل زمین مایه امانم، همان‌گونه که ستارگان برای اهل آسمان مایه امان‌اند.

در منطق اهل‌بیت(ع)، جهان هیچ‌گاه از انسانی که حجت کامل خداست خالی نمی‌شود. امام صادق(ع) می‌فرمایند:

اگر زمین ساعتی بدون امام بماند، اهل خود را فرو می‌برد.۲

این دو بیان، وجود امام را از یک حضور صرف فراتر می‌برد. حضرت از «امان» سخن می‌گویند و امام صادق(ع) نیز بقای زمین را با وجود حجت پیوند می‌دهند. یعنی وجود امام در امنیت و بقای اهل زمین نقشی دارد که اندازه و چگونگی همه ابعادش برای ما آشکار نیست.

لازم نیست برای پذیرفتن این حقیقت، هر حادثه‌ای را به دخالت مستقیم و آشکار امام نسبت دهیم. خود حضرت اصل را روشن کرده‌اند: حضور ایشان برای اهل زمین امان است، حتی اگر ما همه راه‌های رسیدن این امان را نبینیم.

دعایی که از سوی امام به زندگی می‌رسد

در دعاهایی که از حضرت مهدی(عج) نقل شده، ایشان برای لایه‌های مختلف زندگی مردم دعا می‌کنند: برای هدایت و پاکی دل‌ها، برای دانش عالمان، برای انصاف حاکمان، برای روزی نیازمندان، برای شفای بیماران، برای آزادی گرفتاران و برای آرامش مسافران.۴

این تصویر، امام را در فاصله‌ای بی‌ارتباط با زندگی قرار نمی‌دهد. دعای حضرت، دنیا و آخرت انسان را از هم جدا نمی‌کند. ایمان، اخلاق، امنیت، روزی، بیماری و گرفتاری، همگی در گستره دعای امام جای دارند.

وقتی می‌گوییم امام به مردم عنایت دارد، درباره محبتی حرف می‌زنیم که می‌تواند به زندگی واقعی آنان برسد؛ نه فقط درباره احساسی آرام‌بخش در ذهن.

عنایت در دل گرفتاری‌های واقعی

زندگی انسان فقط از پرسش‌های نظری ساخته نشده است. بدهی، بیماری، ترس، تنهایی، تصمیم دشوار، گرفتاری خانواده و بن‌بست‌هایی که راهشان را نمی‌بینیم، بخش واقعی زندگی‌اند.

امامی که در روایات «پناه بندگان در سختی بزرگ» معرفی شده، نسبت به این واقعیت‌ها بیگانه نیست. می‌توان از حضرت دعا، یاری و گشایش خواست. عنایت ایشان ممکن است از راه انسانی، تصمیمی به‌موقع، بازشدن مسیری بسته یا صورتی رخ دهد که ما چگونگی آن را نشناسیم.

این باور، ما را از تلاش و مسئولیت دور نمی‌کند. کسی که برای درمان دعا می‌کند، درمان را نیز دنبال می‌کند؛ کسی که یاری می‌خواهد، قدم ممکن را هم برمی‌دارد. توسل جای حرکت را نمی‌گیرد؛ انسان را در حرکت، بی‌پناه نمی‌گذارد.

چرا پس برای فرج دعا می‌کنیم؟

اگر نور خورشید از پشت ابر می‌رسد، ممکن است بپرسیم: پس چه نیازی به کناررفتن ابر است؟

پاسخ در خود تشبیه قرار دارد. نور پشت ابر واقعی است، اما بهره‌مندی کامل نیست. جهان از اصل وجود و عنایت امام بهره می‌برد، ولی از حضور آشکار، تعلیم مستقیم، داوری عمومی و برپایی کامل عدالت محروم است.

غیبت، راه همه بهره‌ها را نبسته؛ اما ظرفیت بزرگ حضور امام را نیز در اختیار جهان نگذاشته است. به همین دلیل، دعا برای فرج فقط درخواست پایان یک انتظار طولانی نیست؛ درخواست کناررفتن مانعی است که میان جهان و بهره کامل از امام قرار گرفته است.

حضرت در پایان همان توقیع می‌فرمایند:

برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید؛ زیرا گشایش شما نیز در آن است.۵

خورشیدی که خاموش نشده است

اکنون پاسخ سؤال روشن‌تر است. بهره‌مندی از امام غایب فقط یک شکل ندارد:

  • زمین همچنان حجت خدا را در خود دارد؛
  • راه هدایت، صاحب و مصداق زنده دارد؛
  • وجود امام برای اهل زمین امان است؛
  • دعای حضرت، زندگی مؤمنان را دربرمی‌گیرد؛
  • و عنایت ایشان می‌تواند در دشواری‌های واقعی به یاری انسان برسد.

اما این پاسخ، سؤال تازه‌ای ایجاد می‌کند. آیا این اثر فقط حضوری کلی در جهان است، یا خود امام از حال و خبرهای مردم نیز آگاه است؟

گام بعدی از متن یکی از نامه‌های حضرت آغاز می‌شود؛ نامه‌ای با این جمله روشن:

«ما از خبرهای شما آگاهیم.»

متن عربی آیات و روایات

  1. شیخ صدوق، کمال‌الدین و تمام‌النعمه، ج ۲، باب ۴۵، توقیع حضرت مهدی(عج) در پاسخ به اسحاق بن یعقوب: وَأَمَّا وَجْهُ الِانْتِفَاعِ بِي فِي غَيْبَتِي فَكَالِانْتِفَاعِ بِالشَّمْسِ إِذَا غَيَّبَتْهَا عَنِ الْأَبْصَارِ السَّحَابُ، وَإِنِّي لَأَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ كَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ. ↩
  2. شیخ صدوق، کمال‌الدین و تمام‌النعمه، ج ۱، باب ۲۱، ح ۱؛ با همین مضمون در الکافی، کتاب الحجة: لَوْ بَقِيَتِ الْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ سَاعَةً لَسَاخَتْ. ↩
  3. الکافی، ج ۱، کتاب الحجة، باب «أن الأرض لا تخلو من حجة»: إِنَّ اللَّهَ لَمْ يَدَعِ الْأَرْضَ بِغَيْرِ عَالِمٍ، وَلَوْلَا ذَلِكَ لَمْ يُعْرَفِ الْحَقُّ مِنَ الْبَاطِلِ. نیز روایات همان باب درباره خالی‌نماندن زمین از امام و حجت خدا. ↩
  4. مصباح کفعمی، دعای «اللهم ارزقنا توفیق الطاعة» منسوب به حضرت مهدی(عج): اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِيقَ الطَّاعَةِ… وَتَفَضَّلْ عَلَى عُلَمَائِنَا بِالزُّهْدِ وَالنَّصِيحَةِ… وَعَلَى الْفُقَرَاءِ بِالصَّبْرِ وَالْقَنَاعَةِ… وَعَلَى مَرْضَى الْمُسْلِمِينَ بِالشِّفَاءِ وَالرَّاحَةِ… وَعَلَى الْغُرَبَاءِ بِالرَّدِّ إِلَى أَوْطَانِهِمْ، وَعَلَى الْأُسَرَاءِ بِالْخَلَاصِ مِنْ أَسْرِهِمْ. ↩
  5. ادامه توقیع پاسخ به اسحاق بن یعقوب: وَأَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِيلِ الْفَرَجِ، فَإِنَّ ذَلِكَ فَرَجُكُمْ. ↩