غیبت به معنای نبودن امام نیست. در روایات، حضور ایشان به خورشیدی پشت ابر تشبیه شده است: از دید عمومی پنهان، اما زنده و اثرگذار. در توقیعات حضرت نیز آمده است که خبرهای مردم از ایشان پوشیده نیست و پیروان خود را فراموش نمیکنند. امام رضا(ع) این نسبت را با تصویری نزدیکتر توضیح میدهند: امام، همدمی همراه، پدری مهربان و پناه مردم در سختی است.
این تصویر فقط برای دانستن یک حقیقت اعتقادی نیست. از هر نقطهای که به این پرسش رسیده باشیم، مسئلهای عملی پیش رو قرار میگیرد:
وقتی چنین امامی زنده است، چگونه میتوان در زندگی به سوی او رفت؟
راه از روکردن ما آغاز میشود
در روایتی کوتاه، نسبت امام و مردم به کعبه تشبیه شده است:
مَثَل امام، مَثَل کعبه است؛ مردم به سوی آن میروند، نه آنکه کعبه به سوی مردم بیاید.۱
کعبه در جای خود ایستاده و راهش باز است؛ این زائر است که باید قدم بردارد و جهت خود را پیدا کند. امام نیز پیش از آنکه ما به یادش باشیم، از حالمان بیخبر نیست. اما رابطه آگاهانه زمانی آغاز میشود که ما هم رو به ایشان بایستیم.
این روکردن به معنای طیکردن راهی عجیب یا یافتن واسطهای ناشناخته نیست. میتواند از همین لحظه شروع شود: از شناختن امام، به یادآوردن ایشان و گفتن صادقانه چیزی که در دل داریم.
اگر حاجتی داری، لبهایت را حرکت بده
شخصی در نامهای به امام ابوالحسن(ع) نوشت: گاهی میخواهم حاجتی را با شما در میان بگذارم؛ همانگونه که آن را با خدا در میان میگذارم. حضرت در پاسخ فرمودند:
اگر حاجتی داری، لبهایت را حرکت بده؛ پاسخ به تو میرسد.۲
این جمله هیچ تشریفات دشواری ندارد. نمیگوید نخست باید به جایگاهی دور از دسترس برسی. حاجتی داری؟ آن را بگو.
بیان حاجت، فقط برای آگاهکردن امام نیست؛ در گام قبل دیدیم که خبرها بر ایشان پوشیده نیست. سخنگفتن، جهت قلب ما را عوض میکند. انسان به جای آنکه گرفتاری را در اتاق بسته ذهنش بچرخاند، آن را با امامی در میان میگذارد که پناه مردم در سختی معرفی شده است.
کسی که پاسخ سلام را بهتر میدهد
قرآن درباره کوچکترین آغاز یک ارتباط میفرماید:
هنگامی که به شما تحیتی گفته شد، با تحیتی بهتر از آن پاسخ دهید یا همان را بازگردانید؛ همانا خدا حسابرس همه چیز است.۳
امام، کاملترین عامل به قرآن است. وقتی خدا از مؤمنان میخواهد حتی یک سلام را بیپاسخ نگذارند و بهتر از آن جواب دهند، چگونه میتوان امام مهربان را نسبت به سلام، دعا و درخواست صادقانه انسانی امیدوار بیتفاوت دانست؟
پاسخ میتواند صورتهای گوناگونی داشته باشد: گاهی در گشایش یک راه، گاهی در آرامشی که توان تصمیم درست میدهد و گاهی در دستی که درست هنگام نیاز از راه میرسد. اصلِ شنیدهشدن و بیاعتنانماندن، با تصویری که قرآن و روایات از امام میدهند هماهنگ است.
کشتیای برای میان طوفان
پیامبر اکرم(ص) اهلبیت خود را با تصویری ماندگار معرفی کردند:
مَثَل اهلبیت من در میان شما، مَثَل کشتی نوح است؛ هرکس بر آن سوار شد نجات یافت و هرکس از آن بازماند، غرق شد.۴
کشتی برای ساحل آرام ساخته نمیشود؛ معنایش را در طوفان نشان میدهد. انسان زمانی به کشتی احتیاج دارد که آب بالا آمده، راه معمول بسته شده و توان شناکردن بهتنهایی کافی نیست.
اهلبیت(ع) فقط درباره نجاتی دور در پایان تاریخ سخن نمیگویند. راه آنان در میان سردرگمی فکری، لغزش اخلاقی، ترس و گرفتاری زندگی نیز جهت میدهد. حضرت مهدی(عج) امام زنده همین خاندان است؛ آخرین حلقه همان اهلبیتی که پیامبر(ص) آنان را کشتی نجات نامیدند.
پناه بندگان در روز سخت
امام رضا(ع) در تعریف امام، تعبیر بسیار دقیقی دارند:
امام، پناه بندگان در سختی بزرگ است.۵
پناه، سختی را انکار نمیکند؛ جایی است که انسان در دل سختی تنها و بیتکیهگاه نمیماند. امام مانند تکیهگاهی استوار در برابر طوفانهای زندگی است؛ نه برای اینکه انسان دست از تلاش بکشد، بلکه برای اینکه بداند مجبور نیست تمام راه را فقط با توان محدود خودش طی کند.
چه حیف است انسان با داشتن چنین کشتی و چنین پناهی، بار همه گرفتاریهایش را تنها به دوش بکشد و بیآنکه رو به امام زنده خود کند، یکتنه از میان طوفانها بگذرد.
روکردن به امام از کجای زندگی آغاز میشود؟
برای آغاز این رابطه لازم نیست منتظر حال خاصی بمانیم. دو قدم ساده، اما واقعی پیش روی ماست.
۱. ناامیدی بیمعنی است
رابطه با امام فقط برای روزهایی نیست که حالمان خوب است و از خودمان رضایت داریم. گاهی درست پس از یک لغزش، وقتی آدم از خودش ناامید شده یا احساس میکند دیگر نمیتواند رو به امامش بایستد، بیش از همیشه به یادآوردن این پناه لازم است.
در گام قبل دیدیم که اعمال پیروان بر پیامبر اکرم(ص) و امامان(ع) عرضه میشود. پیامبر(ص) در سخنی به امیرالمؤمنین(ع) فرمودند:
ای علی، اعمال شیعیان تو هر جمعه بر من عرضه میشود؛ از کارهای شایستهای که از آنان به من میرسد شاد میشوم و برای بدیهایشان آمرزش میخواهم.۶
این نگاه، خطای انسان را نادیده نمیگیرد؛ اما انسان را نیز با خطایش تنها نمیگذارد. امام، آنگونه که امام رضا(ع) معرفی کردهاند، همدمی همراه، پدری مهربان و مانند مادری نیکوکار برای کودک خردسال است.۷ محبت معمول ما گاهی با دیدن خطای نزدیکترین آدمها به خشم و سرزنش تبدیل میشود؛ اما در این روایت، لغزش پیروان با طلب آمرزش برای آنان پاسخ میگیرد.
در حکایتی که از حاشیه شیخ بهایی بر «خلاصةالاقوال» نقل شده، سید حِمیَری ــ شاعر نامدار اهلبیت(ع) ــ در راه با امام صادق(ع) روبهرو شد؛ درحالیکه کوزهای شراب همراه داشت. وقتی حضرت پرسیدند در کوزه چیست، از شرم گفت: شیر است. امام فرمودند مقداری از آن شیر را در دست من بریز. حمیری کوزه را خم کرد و دید آنچه بیرون میآید شیر است. امام از او پرسیدند: «امام زمانت کیست؟» و او پاسخ داد: «همان کسی که شراب را به شیر تبدیل کرد.»۸
امام خطا را تأیید نکردند؛ اما آن انسان را هم به خطایش فرو نکاستند. آبرویش در آن لحظه حفظ شد و راه بازگشت پیش پایش بسته نماند. این همان پناهی است که انسان میتواند با وجود همه ضعفهایش رو به آن برگرداند.
قرآن یکی از راههای شیطان را خیلی روشن نشان میدهد:
شیطان شما را از فقر میترساند و به زشتی فرمان میدهد؛ اما خداوند به شما آمرزش و فضلی از جانب خود وعده میدهد؛ و خدا گشایشگری داناست.۹
شیطان میخواهد گرفتاری را به بنبست و لغزش را به جدایی همیشگی تبدیل کند؛ خدا اما از آمرزش و فضل سخن میگوید و حجتهایش را راه و پناه بندگان قرار داده است. در صلوات شعبانیه، امام سجاد(ع) محمد و آلمحمد(ع) را «پناهگاه استوار، فریادرس درمانده، پناهِ گریختگان و تکیهگاه پناهجویان» میخوانند.۱۰
پس هر زمان میان گرفتاری یا پس از یک لغزش، صدایی درون ما گفت «دیگر راهی نیست»، باید آن صدا را با وعده خدا اشتباه نگیریم. با داشتن امامی که از حال ما بیخبر نیست، از خوبیهایمان شاد میشود و برای بخشیدهشدن خطاها دعا میکند، ناامیدی بیمعنی است. کافی است چنین پناه و کوه استواری را فراموش نکنیم و دوباره رو به او بایستیم. هرچه آگاهانهتر به حضرت توجه کنیم، بیشتر در معرض این همراهی قرار میگیریم؛ مانند پنجرهای که هرچه بیشتر رو به آفتاب باز شود، نور بیشتری میگیرد.
۲. حاجت را بگوییم و به ایشان توسل کنیم
میتوان بدون تکلف با حضرت سخن گفت؛ با احترام، اما به زبان خودمان. میتوان گرفتاری، ترس، خواسته و حتی سردرگمی را بیان کرد و از ایشان خواست برایمان دعا کنند و به اذن خدا دستمان را بگیرند.
توسل یعنی انسان بداند خدا این خاندان را راه و وسیله رحمت خود قرار داده است. حاجت را از خدا میخواهیم و به بنده برگزیده و مهربان او پناه میبریم.
امامِ همین روزهای ما
امام زمان(عج) تنها برای روزی نیست که جهان به حضور آشکار ایشان میرسد. او امام زنده همین روزهای ماست؛ از احوال مردم بیخبر نیست، پیروانش را فراموش نمیکند و کسی را که با امید رو به او آورده است، بیاعتنا رها نمیسازد.
امامی که اعمال پیروانش را میبیند، آنان را با لغزشهایشان تنها نمیگذارد؛ از خوبیهایشان شاد میشود و برای بخشیدهشدن بدیهایشان دعا میکند. اگر خطایی میان ما و این پناه فاصله انداخته، پاسخ ناامیدی نیست؛ پاسخ، بازگشت و دوباره روکردن است.
امامان این خاندان حتی دست کسی را میگرفتند که آنان را نمیشناخت، آزردهشان بود یا در شمار یارانشان قرار نداشت. حضرت مهدی(عج) وارث همان علم، رحمت و بزرگواری است.
خورشید عنایت او پشت ابر غیبت خاموش نشده است. میتوان با حضرت سخن گفت، حاجت را در میان گذاشت، از ایشان دعا و یاری خواست و در پناهشان راه را پیدا کرد. حتی وقتی ما کمتر به او توجه داریم، او ما را فراموش نمیکند؛ اما هرچه آگاهانهتر رو به امام زنده خود بایستیم، پنجرههای بیشتری به سوی این نور باز میشود.
غیبت یعنی خورشید پشت ابر است؛ نه اینکه آفتاب خاموش شده یا راه رسیدن نور بسته باشد.
متن عربی آیات و روایات
- کفایة الأثر، روایات معرفی امام و جایگاه حجت: مَثَلُ الْإِمَامِ مَثَلُ الْكَعْبَةِ؛ إِذْ تُؤْتَى وَلَا تَأْتِي. ↩
- سید بن طاووس، کشف المحجة، ص ۲۱۱، به نقل از کتاب الرسائل کلینی: إِنْ كَانَتْ لَكَ حَاجَةٌ فَحَرِّكْ شَفَتَيْكَ فَإِنَّ الْجَوَابَ يَأْتِيكَ. ↩
- سوره نساء، آیه ۸۶: وَإِذَا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ حَسِيبًا. ↩
- شیخ صدوق، الاعتقادات، باب الاعتقاد فی عدد الأئمة؛ مضمون روایت سفینه در منابع متعدد شیعه و اهلسنت نقل شده است: إِنَّمَا مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي فِيكُمْ كَمَثَلِ سَفِينَةِ نُوحٍ؛ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا، وَمَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ. ↩
- الکافی، ج ۱، کتاب الحجة، باب «نادر جامع فی فضل الإمام وصفاته»، ح ۱، روایت امام رضا(ع): وَمَفْزَعُ الْعِبَادِ فِي الدَّاهِيَةِ النَّآدِ. ↩
- شیخ صدوق، الأمالی، ص ۶۵۷: يَا عَلِيُّ، إِنَّ أَعْمَالَ شِيعَتِكَ سَتُعْرَضُ عَلَيَّ فِي كُلِّ جُمُعَةٍ، فَأَفْرَحُ بِصَالِحِ مَا يَبْلُغُنِي مِنْ أَعْمَالِهِمْ، وَأَسْتَغْفِرُ لِسَيِّئَاتِهِمْ. ↩
- الکافی، ج ۱، کتاب الحجة، باب «نادر جامع فی فضل الإمام وصفاته»، ح ۱، روایت امام رضا(ع): الْإِمَامُ الْأَنِيسُ الرَّفِيقُ، وَالْوَالِدُ الشَّفِيقُ، وَالْأَخُ الشَّقِيقُ، وَالْأُمُّ الْبَرَّةُ بِالْوَلَدِ الصَّغِيرِ. ↩
- حاشیه شیخ بهایی بر خلاصةالاقوال، به نقل تنقیح المقال، ج ۱۰، ص ۳۱۳؛ نیز قاموس الرجال، ج ۲، ص ۱۰۹: وَعَنْ حَوَاشِي الشَّيْخِ الْبَهَائِيِّ رَحِمَهُ اللَّهُ عَلَى الْخُلَاصَةِ أَنَّهُ كَانَ كَيْسَانِيّاً، وَكَانَ يَشْرَبُ الْخَمْرَ؛ فَمَرَّ يَوْماً فِي طَرِيقٍ مِنْ طُرُقِ الْمَدِينَةِ، وَمَعَهُ إِبْرِيقٌ فِيهِ خَمْرٌ، فَلَقِيَهُ الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ، فَقَالَ لَهُ: يَا حِمْيَرِيُّ، مَا فِي إِبْرِيقِكَ؟ فَقَالَ: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ، إِنَّهُ لَبَنٌ. فَقَالَ لَهُ: صُبَّ فِي كَفِّي مِنَ اللَّبَنِ. فَصَبَّهُ فِي كَفِّهِ، فَإِذَا هُوَ لَبَنٌ. فَقَالَ لَهُ الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ إِمَامُ زَمَانِكَ؟ فَقَالَ: الَّذِي حَوَّلَ الْخَمْرَ لَبَناً. ↩
- سوره بقره، آیه ۲۶۸: الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشَاءِ ۖ وَاللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَفَضْلًا ۗ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ. ↩
- صلوات شعبانیه منقول از امام سجاد(ع)، مصباح المتهجد شیخ طوسی، اعمال ماه شعبان: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، الْكَهْفِ الْحَصِينِ، وَغِيَاثِ الْمُضْطَرِّ الْمُسْتَكِينِ، وَمَلْجَإِ الْهَارِبِينَ، وَعِصْمَةِ الْمُعْتَصِمِينَ. ↩
