وقتی میگوییم «همراه امام»، معمولاً کسی را تصور میکنیم که روز ظهور را دیده و کنار حضرت ایستاده است. اما بیشتر مؤمنانِ سدههای گذشته آن روز را ندیدهاند و شاید بسیاری از مردم امروز نیز پیش از ظهور از دنیا بروند. آیا راه همراهی برای همه این انسانها بسته بوده است؟
اگر همراهی فقط به حضور جسمانی در یک زمان خاص وابسته بود، سهم نسلهای دوران غیبت از یاری امام تنها حسرت میشد. سخن اهلبیت(ع) تصویر دیگری میسازد: میتوان پیش از دیدار، امام را شناخت؛ پیش از ظهور، تصمیم به یاری گرفت؛ و پیش از حضور در خیمه حضرت، چنان زندگی کرد که خدا پاداش همراهان ایشان را عطا کند. این راه از نخستین و بنیادیترین قدم آغاز میشود: شناخت امام زنده.
همراهی پیش از دیدار از کجا آغاز میشود؟
کسی میتواند در راه امام بماند که بداند امامش کیست، چه جایگاهی دارد و از پیروانش چه میخواهد. به همین دلیل امام صادق علیهالسلام پیش از هر سخنی درباره زمان ظهور، فضیل بن یسار را به شناخت دعوت میکنند:
امامت را بشناس؛ زیرا وقتی امامت را شناختی، پیشافتادن یا تأخیر این امر به تو زیان نمیرساند.۱
این روایت، آرامش را به دانستن تاریخ ظهور وابسته نمیکند؛ آن را بر شناخت امام بنا میگذارد. کسی که امام زمانش را میشناسد، با هر شایعهای هیجانزده و با طولانیشدن غیبت ناامید نمیشود. اگر ظهور نزدیک باشد، میداند برای یاری چه کسی آماده میشود؛ و اگر زمان انتظار طول بکشد، میداند در کدام راه باید ثابت بماند.
شناخت در اینجا فقط دانستن نام و نسب نیست. شناخت یعنی امام را حجت زنده خدا بدانیم، هدف و سخنش را بشناسیم و انتخابهای زندگی را از این حقیقت جدا نکنیم. چنین شناختی نخستین شکل همراهی است؛ حتی پیش از آنکه چشم، حضرت را ببیند.
اهلبیت(ع) نشانی همراهان را دادهاند
پس از شناخت، این سؤال پیش میآید که زندگی یک همراه در دوران غیبت چه نشانهای دارد. امام صادق(ع) پاسخ را در آرزو یا ادعا متوقف نمیکنند:
هرکس خوشحال میشود از یاران قائم باشد، باید منتظر بماند و در حال انتظار با پرهیزکاری و اخلاق نیک رفتار کند. اگر از دنیا برود و قائم پس از او قیام کند، پاداش کسی را دارد که حضرت را درک کرده است.۲
حدیث سه جزء را کنار هم میگذارد: انتظار، ورع و اخلاق نیک. ورع یعنی از کاری که امام نمیپسندد پرهیز کنیم؛ حتی وقتی انجامدادنش آسان است و کسی از آن باخبر نمیشود. اخلاق نیک نیز نشان میدهد پیوند با امام، برخورد ما با خانواده، دوست، همکار و حتی مخالف را بهتر کرده است.
این دو ویژگی، شرطی جدا از انتظار نیستند؛ شکلِ قابلدیدن انتظارند. کسی که مشتاق حکومت حق است اما در محدوده توان خودش حق دیگران را رعایت نمیکند، هنوز برای همراهی آماده نشده است. امام صادق(ع) راه را روشن کردهاند: انتظار واقعی باید بتواند رفتار انسان را تغییر دهد.
آیا نیت یاری، پیش از ظهور ارزشی دارد؟
ممکن است کسی حقیقتاً آرزو کند در کنار حضرت باشد، اما مطمئن نباشد آن روز را خواهد دید. روایات اجازه نمیدهند این نیت صادقانه را بیارزش بدانیم. از امام باقر علیهالسلام نقل شده است:
کسی از شما که بگوید: «اگر قائم آلمحمد(ص) را درک کنم، او را یاری خواهم کرد»، مانند کسی است که در کنار حضرت با شمشیر پیکار کرده است.۳
نیتِ موردنظر روایت، جملهای بیهزینه نیست. کسی که واقعاً میخواهد فردا یاور امام باشد، امروز به اندازه توانش آماده میشود: امام را بهتر میشناسد، از گناهی که او را از حضرت دور میکند پرهیز دارد، برای فرج دعا میکند و توان خود را بیهدف رها نمیسازد. رفتار امروز، نشان میدهد وعده یاری فردا تا چه اندازه جدی است.
کرامت خدا در این روایت آن است که فاصله زمانی را مانع پاداش نمیکند. انسانی که فرصت حضور ظاهری پیدا نکرده اما نیت و زندگیاش رو به یاری امام بوده، از همراهی بینصیب نمیماند.
اگر روز ظهور را نبینیم، فرصت از دست نرفته است
اهلبیت(ع) فقط از ارزش نیت سخن نگفتهاند؛ برای منتظری که پیش از ظهور از دنیا میرود، جایگاهی شگفت بیان کردهاند. امام صادق(ع) میفرمایند:
کسی که در انتظار این امر از دنیا برود، مانند کسی است که با قائم در خیمه او بوده است؛ بلکه مانند کسی است که پیش روی رسول خدا(ص) شمشیر زده است.۴
«خیمه حضرت» تصویر حضور در حلقه نزدیک یاران است؛ جایی که همراه، فرمان امام را میشنود و آماده اجرای آن است. روایت سپس منزلت را بالاتر میبرد و منتظر را به کسی تشبیه میکند که در دفاع از حق، پیش روی پیامبر اکرم(ص) ایستاده است. پس انتظارِ همراه با شناخت و عمل، نسخه کمرنگ همراهی نیست؛ خدا آن را همسنگ حضور در سختترین میدانهای یاری حق قرار میدهد.
در روایت فیض بن مختار، امام صادق(ع) این معنا را با سوگند تأکید میکنند و منتظر وفاداری را که پیش از ظهور از دنیا رفته، مانند کسی میدانند که همراه رسول خدا(ص) به شهادت رسیده است.۶ این وعده، ترسِ «شاید آن روز را نبینم» را به یک پاسخ روشن میرساند: اگر راه همراهی را امروز انتخاب کنیم، خدا نتیجه را تنها به دیدن یک روز خاص وابسته نکرده است.
چرا منتظران عصر غیبت چنین جایگاهی دارند؟
زندگی در غیبت آسان نیست. امام در دسترس عمومی نیست، پرسشها و تردیدها فراواناند و انسان باید بدون مشاهده ظاهری، بر شناخت و پیمان خود بماند. امام سجاد علیهالسلام ارزش همین وفاداری را توضیح میدهند:
مردم زمان غیبت او که به امامتش باور دارند و منتظر ظهور اویند، برترین مردم هر زماناند؛ زیرا خداوند چنان عقل، فهم و شناختی به آنان داده که غیبت نزدشان مانند مشاهده است. خدا آنان را در آن زمان، مانند مجاهدانی قرار داده که پیش روی رسول خدا(ص) با شمشیر جنگیدهاند. آنان مخلصان حقیقی، شیعیان راستین ما و دعوتکنندگان به دین خدا در نهان و آشکارند.۵
روایت دلیل این جایگاه را نیز در خود دارد: آنان بدون دیدن امام، با شناخت زندگی میکنند؛ اخلاصشان را حفظ میکنند و راه خدا را در خلوت و آشکار رها نمیسازند. غیبت برایشان بهانه توقف نیست. چنان به حضور و امامت حضرت یقین دارند که رفتارشان شبیه کسی میشود که امام را پیش چشم خود میبیند.
این ستایش بهصورت خودکار شامل هرکس که در عصر غیبت متولد شده نیست؛ درباره کسانی است که سختی این دوران را به وفاداری تبدیل میکنند. امتیاز عصر غیبت در همین امکان نهفته است: میتوان ندیده، شناخت؛ دور از دسترسی عمومی، وفادار ماند؛ و پیش از ظهور، حقیقتاً در شمار همراهان قرار گرفت.
پیامبر(ص) مشتاق دیدار این مؤمنان بودند
ارزشِ حفظ ایمان در روزگاری که پیامبر(ص) و امام از دید عمومی پنهاناند، در سخنی از خود رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم به اوج میرسد. ایشان به امیرالمؤمنین(ع) فرمودند:
شگفتانگیزترین مردم از نظر ایمان و بزرگترین آنان از نظر یقین، مردمی در آخرالزماناند که پیامبر را ندیدهاند و حجت نیز از دید آنان پنهان است؛ بااینحال، از روی سیاهیِ نوشته بر سفیدیِ کاغذ ایمان میآورند.۷
«سیاهی بر سفیدی» یعنی نوشتههایی که سخن خدا، پیامبر(ص) و حجتهای او را به نسلهای بعد رساندهاند. این مؤمنان نه صدای پیامبر را شنیدهاند و نه امام را در دسترس عمومی دیدهاند؛ اما نشانهها و کلمات باقیمانده را جدی گرفته، راه را شناخته و بر آن ماندهاند. درست به همین دلیل، ایمانشان در کلام پیامبر(ص) «شگفتانگیزترین ایمان» و یقینشان «بزرگترین یقین» نامیده شده است.
همین معنا در نقلی مشهور در منابع اهلسنت نیز با تعبیر دیگری آمده است. پیامبر(ص) فرمودند مشتاق دیدار «برادران» خود هستند. حاضران پرسیدند: آیا ما برادران شما نیستیم؟ حضرت پاسخ دادند: شما اصحاب من هستید و برادران ما کسانیاند که هنوز نیامدهاند.۸
پیامبر اکرم(ص)، برترین آفریده خدا، مؤمنانی را که در زمان دیدار زندگی نکردهاند «برادران ما» میخوانند و مشتاق دیدارشان هستند. برای نشاندادن ارزشِ ایمانی که بدون مشاهده حفظ شده، وصفی بالاتر از این بهآسانی تصور نمیشود. پس نهفقط همراهی و خدمت به امام پیش از ظهور ممکن است؛ وفاداری در همین روزهای غیبت میتواند انسان را به جایگاهی برساند که رسول خدا(ص) با شوق از صاحبان آن یاد کردهاند.
همراهی را میتوان از همین امروز آغاز کرد
اکنون پاسخ سؤال مقاله روشنتر است. همراهی فقط ایستادن جسمانی در روز ظهور نیست؛ از امروز و با شناخت امام آغاز میشود. انتظار همراه با ورع و اخلاق نیک، نیت صادقانه یاری، دعا برای فرج، خدمت به راه حضرت و معرفی درست ایشان، صورتهای همین همراهیاند.
روایات، برای کسی که این راه را صادقانه طی کند، از پاداش حضور در خیمه امام، جهاد در کنار پیامبر(ص) و حتی شهادت همراه ایشان سخن گفتهاند. این وعدهها برای ساختن یک احساس زودگذر نیستند؛ میخواهند ارزش انتخابهای امروز را نشان دهند. ممکن است زمان ظهور در اختیار ما نباشد، اما اینکه امروز در کدام جبهه فکری، اخلاقی و عملی زندگی کنیم، در اختیار ماست.
روز ظهور، آغاز ناگهانی همراهی نیست؛ آشکارشدن همراهیای است که پیش از آن در دل و زندگی شکل گرفته است. اگر امام را بشناسیم، آنچه نمیپسندد کنار بگذاریم، برای فرجش دعا کنیم و توانمان را در راه او قرار دهیم، لازم نیست دیدار را به آینده موکول کنیم تا همراهی آغاز شود. راه خیمه حضرت، از همین امروز باز است.
مقاله بعدی: چگونه در زمان غیبت به امام زمان(عج) خدمت کنیم؟ ←
متن عربی و منابع آیات و روایات
- الکافی، ج۱، ص۳۷۱ و ص۴۱۹، باب «کسی که امامش را بشناسد، تقدم یا تأخر این امر به او زیان نمیرساند». اعْرِفْ إِمَامَكَ، فَإِنَّكَ إِذَا عَرَفْتَ إِمَامَكَ لَمْ يَضُرَّكَ تَقَدَّمَ هَذَا الْأَمْرُ أَوْ تَأَخَّرَ. ↩
- نعمانی، الغیبة، باب۱۱، ح۱۶. مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ فَلْيَنْتَظِرْ وَلْيَعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَمَحَاسِنِ الْأَخْلَاقِ وَهُوَ مُنْتَظِرٌ. ↩
- المحاسن برقی، ج۱، ص۱۷۳، ح۱۴۸؛ نقل مشابه در کمالالدین، ج۲، ص۶۴۴. الْقَائِلُ مِنْكُمْ إِنْ أَدْرَكْتُ الْقَائِمَ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ نَصَرْتُهُ كَالْمُقَارِعِ مَعَهُ بِسَيْفِهِ. ↩
- شیخ صدوق، کمالالدین، ص۳۳۸، ح۱۱. مَنْ مَاتَ مُنْتَظِرًا لِهَذَا الْأَمْرِ كَانَ كَمَنْ كَانَ مَعَ الْقَائِمِ فِي فُسْطَاطِهِ، لَا بَلْ كَانَ كَالضَّارِبِ بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ بِالسَّيْفِ. ↩
- شیخ صدوق، کمالالدین، ج۱، ص۳۲۰، ح۲، روایت امام سجاد(ع). إِنَّ أَهْلَ زَمَانِ غَيْبَتِهِ الْقَائِلِينَ بِإِمَامَتِهِ وَالْمُنْتَظِرِينَ لِظُهُورِهِ أَفْضَلُ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ… أُولَئِكَ الْمُخْلِصُونَ حَقًّا وَشِيعَتُنَا صِدْقًا وَالدُّعَاةُ إِلَى دِينِ اللَّهِ سِرًّا وَجَهْرًا. ↩
- المحاسن، ج۱، ص۱۷۴، روایت فیض بن مختار. امام صادق(ع) در بیان منزلت منتظرِ درگذشته فرمودند: لَا وَاللَّهِ إِلَّا كَمَنِ اسْتُشْهِدَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ. ↩
- شیخ صدوق، کمالالدین و تمامالنعمه، ج۱، ص۲۸۸، باب ۲۵، ح۸؛ وصیت پیامبر اکرم(ص) به امیرالمؤمنین(ع). يَا عَلِيُّ، وَاعْلَمْ أَنَّ أَعْجَبَ النَّاسِ إِيمَانًا وَأَعْظَمَهُمْ يَقِينًا قَوْمٌ يَكُونُونَ فِي آخِرِ الزَّمَانِ، لَمْ يَلْحَقُوا النَّبِيَّ، وَحُجِبَتْ عَنْهُمُ الْحُجَّةُ، فَآمَنُوا بِسَوَادٍ عَلَى بَيَاضٍ. متن و مأخذ روایت. ↩
- صحیح مسلم، کتاب الطهارة، باب استحباب إطالة الغرة والتحجيل، ح۲۴۹. وَدِدْتُ أَنَّا قَدْ رَأَيْنَا إِخْوَانَنَا. قَالُوا: أَوَلَسْنَا إِخْوَانَكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: أَنْتُمْ أَصْحَابِي، وَإِخْوَانُنَا الَّذِينَ لَمْ يَأْتُوا بَعْدُ. متن روایت. ↩
مجموعه · آیا با امام زمان(عج) میتوان ارتباط داشت؟
