وقتی راه طولانی میشود، دو چیز کمک میکند مسیر را گم نکنیم: بدانیم از چه راهی میگذریم و بدانیم به کجا میرویم. انتظار امام زمان نیز به هر دو نیاز دارد؛ هم شناخت روزهای غیبت، هم شناخت آیندهای که چشمبهراه آنیم.
در مقاله پیشین دیدیم که غیبت در زندگی پیامبران هم سابقه داشته است. اکنون پرسش یک قدم جلوتر میرود: درباره غیبت حضرت مهدی علیهالسلام، پیش از آغاز آن چه گفته بودند؟ آیا برای مردمی که قرار بود این دوران را زندگی کنند، راهنماییای رسیده بود؟
در روایات، از زبان پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم و امامان علیهمالسلام، هم خبر غیبت را میخوانیم و هم راهِ منتظرماندن را. این سخنان، غیبت را بهعنوان اتفاقی پیش رو مطرح میکنند؛ نه موضوعی که مردم تازه پس از روبهروشدن با آن، به فکر توضیحش افتاده باشند. قرآن نیز افق این امید را پیش چشم میگذارد: زمین در دست صالحان، امنیت به جای ترس و رهایی از سلطه ستم.
پیش از رسیدن این روزها، از آنها گفته بودند
در «کمالالدین و تمامالنعمه»، از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است:
مهدی از فرزندان من است. برای او غیبت و سرگردانیای خواهد بود که امتها در آن گمراه میشوند. او با ذخیره پیامبران میآید و زمین را از عدل و داد پر میکند، همانگونه که از ستم و بیداد پر شده است.۱
این سخنِ منقول از پیامبر(ص)، به زمانی بیش از دو قرن پیش از آغاز غیبت امام مهدی(عج) بازمیگردد. در آن، هم از خود غیبت خبر داده شده، هم از دشواری شناخت راه در آن دوران و هم از عدالتِ پس از ظهور. کسی که این روایت را میخواند، میتواند روزهای غیبت را در امتداد همان راهی ببیند که پیشتر معرفی شده است.
این خبر، در سخنان امامان بعدی نیز ادامه پیدا میکند. امام جواد علیهالسلام میفرمایند:
قائمِ ما همان مهدی است که باید در غیبتش انتظار او را کشید و در ظهورش از او اطاعت کرد.۲
اینجا فقط خبرِ یک فاصله نیست؛ جایگاه ما در آن فاصله هم روشن میشود: در غیبت، انتظار؛ در ظهور، اطاعت. امامِ این دو دوران یکی است و پیوند با ایشان قرار نیست تا روز ظهور معطل بماند.
همین، نخستین پشتوانه انتظار است: غیبت، ما را وارد مسیری بینشانه نکرده است. پیش از آنکه به این روزها برسیم، دربارهشان با ما سخن گفتهاند.
راه را با شناخت نگه میداریم
خبرِ پیشین غیبت، با راهنمایی برای زندگی در آن همراه است. امام سجاد علیهالسلام در گفتوگو با ابوخالد کابلی، منتظران این دوران را چنین توصیف میکنند:
ای ابوخالد، مردمِ زمان غیبت او که به امامتش باور دارند و منتظر ظهورش هستند، از مردم هر زمان برترند؛ زیرا خداوند تبارکوتعالی چنان عقلها، فهمها و معرفتی به آنان داده است که غیبت نزد آنان به منزله مشاهده شده است. خدا آنان را در آن زمان، به منزله مجاهدانی قرار داده که در پیشگاه رسول خدا(ص) با شمشیر جهاد میکنند. آنان حقیقتاً مخلصاند، بهراستی شیعیان ما هستند و در نهان و آشکار به دین خدا دعوت میکنند.۳
آنچه در این توصیف برجسته است، «عقل، فهم و معرفت» است. منتظر، تنها به یک احساس گذرا تکیه ندارد؛ میداند منتظر چه کسی است و چرا به او اعتماد دارد. برای چنین کسی، محدودبودن دسترسی عمومی به امام، شناختِ جایگاه ایشان را از میان نمیبرد.
اگر بخواهیم این شناخت را با شواهدش دنبال کنیم، مسیر «از کجا میدانیم امام زمان کیست؟» به همین پرسش میپردازد. شناختی که بر دلیل استوار شود، با گذشت روزها و کموزیادشدن خبرها بهآسانی رنگ نمیبازد.
پایان روایت هم از کنارهگیری سخن نمیگوید؛ از دعوت به دین خدا، در نهان و آشکار میگوید. این معرفت، هم صاحبش را نگه میدارد و هم میتواند راه را برای دیگران روشن کند.
برای روزهای دشوار هم راهنما داریم
امام صادق علیهالسلام، دشواریِ پایبندی در دوران غیبت را با تصویری روشن بیان میکنند:
صاحب این امر غیبتی دارد؛ کسی که در آن به دین خود پایبند میماند، مانند کسی است که خارهای قتاد را با دست خود میتراشد. سپس فرمود: صاحب این امر غیبتی دارد؛ پس بنده باید تقوای خدا پیشه کند و به دین خود پایبند بماند.۴
این روایت، سختی را نادیده نمیگیرد. پیشاپیش از آن میگوید و در همان حال راه را نشان میدهد: تقوا و نگهداشتن پیوند با دین. وقتی وفادارماندن دشوار میشود، میتوان به یاد آورد که این دشواری هم از نگاه امام(ع) پنهان نبوده است.
در کنار این سفارش، امام حسن عسکری علیهالسلام هنگام معرفی فرزند خود به احمد بن اسحاق میفرمایند:
به خدا سوگند، او غیبتی خواهد داشت که در آن از هلاکت نجات نمییابد مگر کسی که خداوند عزوجل او را بر باور به امامتش استوار بدارد و در آن دوران به دعای تعجیل فرجش توفیق دهد.۵
شناخت امام و دعا برای فرج، در این سخن کنار هم قرار گرفتهاند. برای ماندن در راه، از خود خدا یاری میخواهیم؛ و با دعا، ظهور را به خواستهای زنده در روزهای زندگی تبدیل میکنیم. سخن از همراهیِ خدا نیز هست: او استوار میدارد و توفیق دعا میدهد.
حتی پرسشِ «پس چرا اینقدر طول کشید؟» هم در روایات بیپاسخ نمانده است. مهزم از امام صادق(ع) پرسید: این امری که منتظرش هستید چه زمانی است؟ بر ما طولانی شده است. حضرت پاسخ دادند:
ای مهزم، آرزوپردازان دروغ گفتند، شتابزدگان هلاک شدند و تسلیمشدگان نجات یافتند و به سوی ما بازمیگردند.۶
منتظرماندن، به تعیین تاریخ از سوی ما وابسته نیست. میتوانیم مشتاق فرج باشیم، برای نزدیکشدنش دعا کنیم و برای یاری امام(ع) آماده شویم، بیآنکه اعتمادمان را به تاریخی گره بزنیم که خودمان ساختهایم.
پس راهنماییِ دوران غیبت، روشن و بههمپیوسته است: شناخت، پایبندی، دعا و حفظ امید بدون شتابزدگی. اکنون نوبت پرسش دوم است: این راه، ما را به چه آیندهای میرساند؟
انتظارِ چه آیندهای را میکشیم؟
انتظار ظهور، تنها انتظار پایان یک دوری نیست؛ امید به اصلاح وضع جهان با حجت خداست. قرآن این افق را با وعدهای روشن معرفی میکند:
و بهراستی در زبور، پس از ذکر، نوشتیم که زمین را بندگان شایسته من به ارث خواهند برد.۷
زمین، برای همیشه در اختیار ستمگران نمیماند. در این وعده، شایستگی و بندگی خدا به حاشیه رانده نشدهاند؛ آینده زمین با آنها پیوند دارد. برای کسی که هر روز خبری از ظلم میشنود، همین افق معنا دارد: آنچه امروز میبینیم، پایان داستان جهان نیست.
در آیه دیگری، جزئیات این آینده روشنتر میشود:
خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند وعده داده است که حتماً آنان را در زمین جانشین سازد، همانگونه که پیشینیانشان را جانشین ساخت؛ و دینی را که برای آنان پسندیده، برایشان استوار کند؛ و پس از ترسشان، به آنان امنیت ببخشد؛ مرا میپرستند و چیزی را شریک من نمیسازند. و هرکس پس از آن کفر ورزد، آنان همان نافرماناناند.۸
این وعده فقط از تغییر صاحبان قدرت سخن نمیگوید؛ از استواری دین، امنیت پس از ترس و بندگیِ خالص خدا میگوید. امنیتی که انسان زیر سایه آن بتواند زندگی کند و ایمانی که در زندگی جمعی جایگاه داشته باشد، بخشی از همان آیندهای است که انتظارش معنا دارد.
همچنین در داستان فرعون و بنیاسرائیل میخوانیم:
و میخواهیم بر کسانی که در زمین به ناتوانی کشانده شدهاند منت نهیم، آنان را پیشوایان قرار دهیم و آنان را وارثان سازیم.۹
در همین داستان، قدرت فرعون آخرین کلمه نیست. آنان که زیر فشارند، محکوم نیستند همیشه در همان جایگاه بمانند. این آیه، نگاه ما را از توانِ امروزِ ستمگر به اراده خدا و امکان دگرگونشدن سرنوشت مردم میبرد.
روایت پیامبر(ص) در آغاز مقاله، این افقِ عدالت را با حضرت مهدی(عج) پیوند میداد: ایشان زمین را از عدل و داد پر میکنند. پس انتظار، دلبستن به آیندهای نامعلوم و بیمحتوا نیست؛ چشمبهراه گسترش عدالت و برچیدهشدن بساط ظلم، با راهبری امامی شناختهشده است.
چنین مقصدی، به همراهی امروز معنا میدهد
اگر بپرسیم این آینده چه چیز خواستنیای دارد، پاسخ را در همین آیات و روایت میبینیم: امنیت به جای ترس، عدالت به جای بیداد، و سپردهشدن زمین به صالحان. کافی است رنجِ خانوادهای جنگزده یا انسانی زیر فشار بیعدالتی را در نظر بیاوریم تا این واژهها برایمان از یک شعار فاصله بگیرند. انتظارِ اصلاح جهان، امید به دگرگونشدن همین واقعیتهای دردناک است.
حالا یاری حجت خدا برای رسیدن به چنین مقصدی، چه جایگاهی در زندگی پیدا میکند؟ انسان میتواند عمرش را صرف هدفهای بسیاری کند؛ همراهی با امامی که برای هدایت و عدالت قیام میکند، به کوشش او افقی بزرگتر میدهد. دعا برای فرج و آمادگی برای خدمت، راهِ پیوند زندگی امروز با همین امید است.
انتظار را دو چیز زنده نگه میدارد: راهی که از پیش به ما نشان دادهاند و آیندهای که ارزشِ همراهشدن دارد. در روزهای غیبت بیراهنما نیستیم، و در پایان این راه نیز تنها گذشتِ زمان را انتظار نمیکشیم؛ ظهور حجت خدا و گسترش عدالتی را میخواهیم که زندگی مردم به آن نیاز دارد.
ارزش این همراهی را در سخن امام صادق(ع) روشنتر میبینیم؛ آنجا که از خدمتی برای تمام عمر سخن میگویند. در گام چهارم، همین سخن و معنای خدمت به امام زمان در زندگی امروز را میخوانیم.
متن عربی و منابع آیات و روایات
- شیخ صدوق، کمالالدین و تمامالنعمه، ج ۱، باب ۲۵، حدیث ۵. الْمَهْدِيُّ مِنْ وُلْدِي، تَكُونُ لَهُ غَيْبَةٌ وَحَيْرَةٌ تَضِلُّ فِيهَا الْأُمَمُ، يَأْتِي بِذَخِيرَةِ الْأَنْبِيَاءِ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ فَيَمْلَؤُهَا عَدْلًا وَقِسْطًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْرًا وَظُلْمًا. متن روایت. ↩
- کمالالدین و تمامالنعمه، باب روایتهای امام جواد(ع) درباره قائم، حدیث ۱؛ فراز آغازین. إِنَّ الْقَائِمَ مِنَّا هُوَ الْمَهْدِيُّ الَّذِي يَجِبُ أَنْ يُنْتَظَرَ فِي غَيْبَتِهِ وَيُطَاعَ فِي ظُهُورِهِ. متن روایت. ↩
- کمالالدین و تمامالنعمه، ج ۱، باب ۳۱ «ما أخبر به علي بن الحسين(ع) من وقوع الغيبة»، حدیث ۲؛ فراز سخن با ابوخالد. در پایگاه پیوندشده این باب به انتهای صفحه باب پیشین متصل شده است. يَا أَبَا خَالِدٍ، إِنَّ أَهْلَ زَمَانِ غَيْبَتِهِ الْقَائِلِينَ بِإِمَامَتِهِ وَالْمُنْتَظِرِينَ لِظُهُورِهِ أَفْضَلُ مِنْ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ، لِأَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى أَعْطَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ وَالْأَفْهَامِ وَالْمَعْرِفَةِ مَا صَارَتْ بِهِ الْغَيْبَةُ عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَةِ الْمُشَاهَدَةِ، وَجَعَلَهُمْ فِي ذَلِكَ الزَّمَانِ بِمَنْزِلَةِ الْمُجَاهِدِينَ بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ بِالسَّيْفِ، أُولَئِكَ الْمُخْلَصُونَ حَقًّا، وَشِيعَتُنَا صِدْقًا، وَالدُّعَاةُ إِلَى دِينِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ سِرًّا وَجَهْرًا. متن عربی. ↩
- نعمانی، الغیبة، باب ۱۰، فصل روایات امام صادق(ع)، روایت یمان تمّار؛ شماره ۳۹ در پایگاه و شماره ۱۱ در فصل. إِنَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ غَيْبَةً، الْمُتَمَسِّكُ فِيهَا بِدِينِهِ كَالْخَارِطِ لِشَوْكِ الْقَتَادِ بِيَدِهِ. ثُمَّ أَطْرَقَ مَلِيًّا، ثُمَّ قَالَ: إِنَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ غَيْبَةً، فَلْيَتَّقِ اللَّهَ عَبْدٌ وَلْيَتَمَسَّكْ بِدِينِهِ. قتاد گیاهی خاردار است. متن روایت. ↩
- کمالالدین و تمامالنعمه، ج ۲، باب ۳۸، حدیث ۱، ص ۳۸۴؛ فراز سخن امام حسن عسکری(ع) به احمد بن اسحاق. وَاللَّهِ لَيَغِيبَنَّ غَيْبَةً لَا يَنْجُو فِيهَا مِنَ الْهَلَكَةِ إِلَّا مَنْ ثَبَّتَهُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ عَلَى الْقَوْلِ بِإِمَامَتِهِ وَوَفَّقَهُ فِيهَا لِلدُّعَاءِ بِتَعْجِيلِ فَرَجِهِ. متن روایت. ↩
- نعمانی، الغیبة، باب ۱۱، حدیث ۸. يَا مِهْزَمُ، كَذَبَ الْمُتَمَنُّونَ، وَهَلَكَ الْمُسْتَعْجِلُونَ، وَنَجَا الْمُسَلِّمُونَ، وَإِلَيْنَا يَصِيرُونَ. «آرزوپردازان» ترجمه المتمنون و «تسلیمشدگان» ترجمه المسلمون است. متن گفتوگو. ↩
- قرآن کریم، انبیاء، آیه ۱۰۵؛ متن کامل. وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ. آیه. ↩
- قرآن کریم، نور، آیه ۵۵؛ متن کامل. وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَىٰ لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا ۚ يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا ۚ وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ. آیه. ↩
- قرآن کریم، قصص، آیه ۵؛ متن کامل؛ سیاق نخستین آیه درباره بنیاسرائیل و فرعون است. وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ. آیه. ↩
