اگر قرار باشد یک نفر ادامه‌دهندهٔ راه پیامبر(ص) باشد، انتظار داریم نامش فقط یک بار و در یک موقعیت مبهم شنیده نشده باشد. باید در لحظه‌های مختلف، با تعبیرهای مختلف و در برابر آدم‌های مختلف معرفی شده باشد.

دربارهٔ امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام دقیقاً همین اتفاق افتاده است.

نشانه‌ای وسط یک عبادت

قرآن می‌فرماید:

سرپرست شما فقط خدا و فرستادهٔ او و مؤمنانی هستند که نماز را برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند.۱

در روایات شیعه، این آیه با ماجرای بخشیدن انگشتر امیرالمؤمنین علی(ع) در حال رکوع پیوند خورده است.۲ نکته فقط یک بخشش زیبا نیست. آیه واژهٔ «ولی» را برای خدا، پیامبر(ص) و آن مؤمنِ شناخته‌شده در یک ساختار به کار می‌برد.

همین شأن نزول در بیش از سی کتاب از عالمان اهل‌سنت نیز آمده است؛ از جمله در تفسیر طبری، اسباب‌النزول واحدی، تفسیر فخر رازی، الدر المنثور سیوطی و فتح‌القدیر شوکانی.۷ این گستره نشان می‌دهد پیوند آیه با بخشش امیرالمؤمنین علی(ع) در حال رکوع، تنها در مجموعه‌های روایی شیعه ثبت نشده است.

یعنی قرآن نگاه ما را از یک فضیلت شخصی، به یک جایگاه هدایت‌گر می‌برد.

نزدیک‌ترین نسبت، بدون ادامهٔ نبوت

در ماجرای تبوک، پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم، امیرالمؤمنین علی(ع) را در مدینه گذاشتند. وقتی برخی خواستند از این اتفاق برداشت منفی بسازند، پیامبر(ص) فرمودند:

آیا راضی نیستی که نسبت تو به من، مانند نسبت هارون به موسی باشد؛ جز اینکه پس از من پیامبری نیست؟۳

هارون فقط دوست موسی نبود؛ وزیر، یاور و جانشین او در میان قوم بود. پیامبر(ص) با یک استثنا مرز را هم روشن کردند: نبوت با ایشان پایان یافته است. پس شباهت، دربارهٔ جایگاه همراهی و جانشینی است، نه پیامبری تازه.

این حدیث در منابع مشهور اهل‌سنت، از جمله صحیح بخاری و صحیح مسلم، نیز نقل شده است.۴ ابن‌عساکر طرق آن را از بیش از بیست صحابی گرد آورده و مسند احمد نیز آن را با حدود بیست سند و از چند صحابی نقل کرده است. پس حدیث منزلت فقط گزارش یک راوی در یک موقعیت نیست.

غدیر؛ جایی که همه‌چیز صریح شد

نشانه‌ها در غدیر به یک اعلان عمومی می‌رسند. پیامبر(ص) ابتدا پرسیدند آیا نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر نیستند. پس از پاسخ مردم فرمودند:

هر کس من مولای اویم، علی مولای اوست.۵

اگر جمله را از مقدمه‌اش جدا نکنیم، معنایش روشن‌تر می‌شود: همان بحث ولایت و اولویت پیامبر(ص) ادامه پیدا می‌کند. علی علیه‌السلام صرفاً به دوستی توصیه نمی‌شود؛ به‌عنوان صاحب ولایت پس از پیامبر(ص) معرفی می‌شود.

این عبارت در منابع اهل‌سنت نیز با همین وضوح آمده است؛ از جمله در سنن ترمذی و مسند احمد.۶ «الغدیر» نام ۱۱۰ صحابی، ۸۴ تابعی و ۳۶۰ راوی و دانشمند اهل‌سنت را که این حدیث و واقعه را ثبت کرده‌اند گرد آورده است.

سه نشانی، یک نام

حالا تصویر را یکجا ببین:

  • آیه ولایت، جایگاهی فراتر از یک فضیلت شخصی را نشان می‌دهد؛
  • حدیث منزلت، نسبت علی با پیامبر(ص) را به نسبت هارون با موسی پیوند می‌زند؛
  • غدیر، ولایت او را در جمعی عمومی اعلام می‌کند.

به همین دلیل، زنجیرهٔ امامان در نگاه شیعه با امیرالمؤمنین(ع) آغاز می‌شود. این نتیجه از یک جملهٔ جداافتاده نیامده؛ چند راه مستقل به یک نام رسیده‌اند.

حالا یک سؤال تازه داریم: آیا این زنجیره تعداد مشخصی هم دارد؟ مقالهٔ بعد سراغ عددی می‌رود که در منابع شیعه و اهل‌سنت تکرار شده است: دوازده.

  1. سوره مائده، آیه ۵۵: إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ. ↩
  2. شیخ صدوق، الأمالی؛ نیز تفاسیر روایی شیعه ذیل آیه ۵۵ مائده: تَصَدَّقَ عَلِيٌّ بِخَاتَمِهِ وَهُوَ رَاكِعٌ. ↩
  3. شیخ مفید، الإرشاد، فضائل امیرالمؤمنین: أَمَا تَرْضَى أَنْ تَكُونَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي؟ ↩
  4. صحیح بخاری، ح ۴۴۱۶؛ صحیح مسلم، ح ۲۴۰۴: أَلَا تَرْضَى أَنْ تَكُونَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى، إِلَّا أَنَّهُ لَيْسَ نَبِيٌّ بَعْدِي. ابن‌عساکر طرق حدیث را از بیش از بیست صحابی گرد آورده است؛ مسند احمد نیز آن را حدود بیست بار با اسناد مختلف ثبت کرده است. ↩
  5. الکافی، ج ۱، کتاب الحجة، باب الإشارة والنص على أمير المؤمنين، حدیث غدیر: أَلَسْتُ أَوْلَى بِكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ؟ قَالُوا: بَلَى… فَمَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ. ↩
  6. سنن ترمذی، ح ۳۷۱۳؛ مسند احمد، روایت زید بن ارقم: مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ. نیز: علامه عبدالحسین امینی، الغدیر، ج ۱، فهرست ۱۱۰ صحابی، ۸۴ تابعی و ۳۶۰ راوی و دانشمند اهل‌سنت. ↩
  7. از جمله: تفسیر طبری ذیل آیه ۵۵ مائده؛ واحدی، اسباب‌النزول؛ فخر رازی، مفاتیح الغیب؛ سیوطی، الدر المنثور؛ شوکانی، فتح القدیر. پژوهش‌های کتاب‌شناختی بیش از سی اثر از عالمان اهل‌سنت را در این موضوع فهرست کرده‌اند. ↩