سال ۲۶۰ هجری است. امام حسن عسکری علیه‌السلام شهید شده‌اند و حکومت عباسی به دنبال فرزند ایشان می‌گردد. تاریخ از همین‌جا تاریک و بی‌ردپا نمی‌شود؛ درست در همین نقطه، مرحله‌ای نزدیک به هفتاد سال آغاز می‌شود.

غیبت صغری یعنی چه؟

غیبت صغری دوره‌ای میان شهادت امام حسن عسکری(ع) در سال ۲۶۰ و درگذشت آخرین نمایندهٔ خاص در سال ۳۲۹ هجری است. حضرت برای عموم آشکار نبودند، اما راه ارتباط سازمان‌یافته با ایشان بسته نشده بود.

شیعیان پرسش‌ها و نامه‌های خود را از مسیر نمایندگان می‌فرستادند و پاسخ‌های مکتوب حضرت ــ توقیعات ــ دریافت می‌شد. این ارتباط در یک شهر خلاصه نبود؛ شبکه وکلای شیعه در مناطق مختلف با مرکز ارتباط داشت.

چهار نماینده چه کسانی بودند؟

نمایندگان خاص حضرت به ترتیب عبارت‌اند از:

  1. عثمان بن سعید عمری؛
  2. محمد بن عثمان عمری، فرزند او؛
  3. حسین بن روح نوبختی؛
  4. علی بن محمد سمری.

این افراد یک صبح با ادعای ناشناخته از راه نرسیدند. عثمان بن سعید پیش‌تر مورد اعتماد امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) بود. درباره او از امام هادی(ع) نقل شده است:

عمری مورد اعتماد من است؛ هرچه از سوی من به تو برساند، از من رسانده و هرچه از قول من بگوید، سخن من است.۱

امام حسن عسکری(ع) نیز درباره عثمان و فرزندش محمد فرمودند:

عمری و پسرش هر دو مورد اعتمادند؛ آنچه از سوی من به شما برسانند، از من رسانده‌اند. سخنشان را بشنوید و از آنان پیروی کنید.۲

پس نخستین واسطه‌ها پیش از غیبت، اعتبار خود را در ارتباط با دو امام پیشین به دست آورده بودند.

این ارتباط چه چیزی را نشان می‌دهد؟

غیبت صغری فقط یک نام و چهار نفر نیست. چند واقعیت در کنار هم وجود دارد:

  • پرسش‌هایی از شهرهای مختلف فرستاده می‌شد؛
  • پاسخ‌ها با خط و نشانه‌های شناخته‌شده دریافت می‌شد؛
  • امور مالی و حقوق شرعی از شبکه وکالت عبور می‌کرد؛
  • هر نماینده، جانشین بعدی را با دستور حضرت معرفی می‌کرد؛
  • و این روند چند نسل از جامعه شیعه را دربر گرفت.

یکی از گفت‌وگوهای ثبت‌شده، فضای امنیتی آن زمان را خیلی واقعی نشان می‌دهد. عبدالله بن جعفر حمیری از عثمان بن سعید پرسید آیا جانشین امام حسن عسکری(ع) را دیده است. او پاسخ داد: «آری، به خدا.» اما از گفتن نام حضرت خودداری کرد و توضیح داد حکومت گمان می‌کند امام حسن عسکری(ع) فرزندی نگذاشته است؛ آشکارشدن نام، جست‌وجوی مأموران را به دنبال می‌آورد.۳

این پاسخ، پنهان‌کاری را از حالت مبهم بیرون می‌آورد: جان امام در خطر بود و شبکه باید هم ارتباط را نگه می‌داشت و هم هویت او را از دستگاه حکومت محافظت می‌کرد.

پایان نیابت خاص از پیش اعلام شد

در روزهای پایانی زندگی علی بن محمد سمری، آخرین نامه حضرت به او رسید:

ای علی بن محمد سمری، خدا پاداش برادرانت را در سوگ تو بزرگ گرداند. تو تا شش روز دیگر از دنیا خواهی رفت. کارهایت را سامان بده و کسی را وصی خود نکن تا پس از تو جانشینت شود؛ زیرا غیبت کامل آغاز شده است و ظهوری نخواهد بود مگر پس از اجازه خدا.۴

شش روز بعد، سمری از دنیا رفت. او کسی را جانشین خود معرفی نکرد و دوره نیابت خاص پایان یافت. این پایان‌بندی بسیار مهم است: شبکه برای ادامه قدرت شخصی یک نماینده ساخته نشده بود. وقتی مأموریتش تمام شد، با فرمان روشن امام بسته شد.

از غیبت صغری تا غیبت کبری

غیبت کبری یعنی دیگر فردی با عنوان «نماینده خاص» و ارتباط انحصاری منصوب وجود ندارد. اما به معنای نبودن امام یا بی‌سرپرست‌شدن جهان نیست. همان امامی که ولادت و معرفی‌اش ثبت شده، زنده و حجت خداست؛ شکل دسترسی عمومی به او تغییر کرده است.

این تمایز، راه را بر مدعیان نیابت خاص می‌بندد و توجه را از دنبال‌کردن ادعاهای هیجان‌انگیز به وظیفهٔ واقعی برمی‌گرداند: شناخت، وفاداری به هدایت اهل‌بیت و زندگی مسئولانه در دوران غیبت.

اکنون همه حلقه‌ها کنار هم‌اند

مسیر را از پایان نبوت شروع کردیم و به امروز رسیدیم:

  • پیامبر اکرم(ص)، قرآن و اهل‌بیت(ع) را برای ادامه راه معرفی کردند؛
  • امیرالمؤمنین علی(ع) در غدیر به ولایت معرفی شد؛
  • پیامبر اکرم(ص) از دوازده جانشین خبر داد؛
  • حضرت مهدی(عج) را از اهل‌بیت(ع) و نسل حضرت فاطمه(س) معرفی کرد؛
  • زنجیره امامان به امام حسن عسکری(ع) رسید؛
  • ایشان فرزندش محمد را امام پس از خود معرفی کرد؛
  • ولادت و دیدارهای حضرت ثبت شد؛
  • و غیبت صغری، ارتباط تاریخی جامعه شیعه با ایشان را ادامه داد.

پاسخ نهایی دیگر فقط یک نام حفظ‌شده نیست. امام زمان ما شخصی شناخته‌شده در امتداد یک راه پیوسته است: حضرت محمد بن الحسن المهدی علیهماالسلام.

  1. الکافی، ج ۱، کتاب الحجة؛ شیخ طوسی، کتاب الغیبة، باب نمایندگان خاص، ح ۳۲۲: الْعَمْرِيُّ ثِقَتِي، فَمَا أَدَّى إِلَيْكَ عَنِّي فَعَنِّي يُؤَدِّي، وَمَا قَالَ لَكَ عَنِّي فَعَنِّي يَقُولُ، فَاسْمَعْ لَهُ وَأَطِعْهُ، فَإِنَّهُ الثِّقَةُ الْمَأْمُونُ. ↩
  2. همان: الْعَمْرِيُّ وَابْنُهُ ثِقَتَانِ، فَمَا أَدَّيَا إِلَيْكَ عَنِّي فَعَنِّي يُؤَدِّيَانِ، وَمَا قَالَا لَكَ فَعَنِّي يَقُولَانِ، فَاسْمَعْ لَهُمَا وَأَطِعْهُمَا، فَإِنَّهُمَا الثِّقَتَانِ الْمَأْمُونَانِ. ↩
  3. شیخ طوسی، کتاب الغیبة، باب ۴۳، ح ۳۲۲: قُلْتُ لَهُ: أَنْتَ رَأَيْتَ الْخَلَفَ مِنْ أَبِي مُحَمَّدٍ؟ فَقَالَ: إِي وَاللَّهِ… وَإِذَا وَقَعَ الِاسْمُ وَقَعَ الطَّلَبُ، فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَمْسِكُوا عَنْ ذَلِكَ. ↩
  4. شیخ طوسی، کتاب الغیبة، باب ۴۶، ح ۳۶۵؛ نیز کمال‌الدین، ج ۲، ص ۵۱۶: يَا عَلِيَّ بْنَ مُحَمَّدٍ السَّمُرِيَّ، أَعْظَمَ اللَّهُ أَجْرَ إِخْوَانِكَ فِيكَ، فَإِنَّكَ مَيِّتٌ مَا بَيْنَكَ وَبَيْنَ سِتَّةِ أَيَّامٍ، فَاجْمَعْ أَمْرَكَ وَلَا تُوصِ إِلَى أَحَدٍ فَيَقُومَ مَقَامَكَ بَعْدَ وَفَاتِكَ، فَقَدْ وَقَعَتِ الْغَيْبَةُ التَّامَّةُ، فَلَا ظُهُورَ إِلَّا بَعْدَ إِذْنِ اللَّهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ. ↩