تصور کن سال‌ها برای ساختن یک راه وقت گذاشته‌ای؛ راهی که قرار است زندگی میلیون‌ها انسان را عوض کند. آیا ممکن است درست در حساس‌ترین نقطه، دربارهٔ ادامه‌اش هیچ نگویی؟

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله برای رساندن دین، سخت‌ترین سال‌های زندگی خود را پشت سر گذاشتند. طبیعی است که آیندهٔ این راه را هم روشن کنند. و وقتی سراغ سخنان ایشان می‌رویم، می‌بینیم دقیقاً همین اتفاق افتاده است.

دو چیزی که باید همیشه کنار هم بمانند

در منابع شیعه، پیامبر اکرم(ص) فرمودند:

من در میان شما دو چیز گران‌سنگ می‌گذارم: کتاب خدا و عترتم، اهل‌بیتم. این دو هرگز از هم جدا نمی‌شوند تا کنار حوض بر من وارد شوند.۱

این جمله خیلی ساده یک سوءتفاهم بزرگ را کنار می‌زند: قرار نبود بعد از پیامبر(ص) فقط یک متن بماند و هرکس آن را هرطور فهمید، همان را دین بداند. قرآن ماند و در کنار آن، اهل‌بیتی که در خانهٔ وحی رشد کرده و راه پیامبر(ص) را می‌شناختند.

این حدیث در منابع اهل‌سنت نیز آمده است. صحیح مسلم هم کتاب خدا و اهل‌بیت را دو یادگار پیامبر اکرم(ص) نقل می‌کند.۲ افزون بر این نمونه، بیش از سی صحابی حدیث ثقلین را روایت کرده‌اند و «عبقات الأنوار» نام ۱۸۷ عالم اهل‌سنت را که حدیث را نقل یا تأیید کرده‌اند گرد آورده است. پس اصل این تصویر، محدود به یک کتاب و یک راوی نیست.

اما اهل‌بیت یک خاندان‌اند. سؤال بعدی این است: ادامهٔ راه از کدام نفر آغاز می‌شود؟

روزی که جمعیت متوقف شد

در بازگشت از آخرین حج، پیامبر اکرم(ص) در غدیر خم جمعیت را متوقف کردند. پیش از معرفی امیرالمؤمنین علی(ع) از مردم پرسیدند: آیا من نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر نیستم؟ مردم گفتند: چرا. سپس فرمودند:

هر کس من مولای اویم، علی مولای اوست.۳

مقدمه و نتیجه به هم وصل‌اند: سخن از ولایت پیامبر(ص) است و بعد همان واژه برای علی علیه‌السلام به کار می‌رود. غدیر اعلام یک دوستی تازه نبود؛ مردم پیش‌تر هم وظیفه داشتند علی را دوست داشته باشند. اینجا صحبت از ادامهٔ ولایت و هدایت بود.

همین عبارت در منابع مشهور اهل‌سنت، از جمله سنن ترمذی، نیز ثبت شده است.۴ این‌جا هم با یک نقل تنها روبه‌رو نیستیم: «الغدیر» نام ۱۱۰ صحابی، ۸۴ تابعی و ۳۶۰ راوی و دانشمند اهل‌سنت را که حدیث و واقعهٔ غدیر را ثبت کرده‌اند گرد آورده است.

چرا این اعلان این‌قدر مهم بود؟

قرآن با لحنی کم‌نظیر به پیامبر(ص) فرمان می‌دهد:

ای پیامبر(ص)! آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده است ابلاغ کن؛ و اگر چنین نکنی، رسالت او را نرسانده‌ای. خدا تو را از مردم نگاه می‌دارد.۵

در روایات شیعه، این آیه با اعلان غدیر پیوند خورده است. اهمیت پیام روشن است: دینی که برای آیندهٔ هدایت خود راهی نداشته باشد، هنوز یک حلقهٔ اساسی کم دارد.

پس از آن، آیهٔ اکمال از کامل‌شدن دین و تمام‌شدن نعمت خبر می‌دهد:

امروز دین شما را برایتان کامل کردم، نعمتم را بر شما تمام ساختم و اسلام را برای شما پسندیدم.۶

هدایت پیامبر(ص) با رحلت ایشان بی‌صاحب نمی‌ماند. قرآن در میان امت هست، اهل‌بیت در کنار آن‌اند و اولین نفر این مسیر نیز معرفی شده است.

یک انتخاب تاریخی، معرفی پیامبر(ص) را پاک نمی‌کند

پس از رحلت پیامبر اکرم(ص)، گروهی در سقیفه برای ادارهٔ جامعه تصمیم دیگری گرفتند؛ در همان زمانی که امیرالمؤمنین علی(ع) و نزدیکان پیامبر(ص) به تجهیز و دفن ایشان مشغول بودند.۷

این اتفاق تاریخی نشان می‌دهد انسان‌ها می‌توانند حتی در برابر یک معرفی روشن، انتخاب دیگری داشته باشند. اما تصمیم بعدی مردم، سخن پیشین پیامبر(ص) را از تاریخ حذف نمی‌کند. برای شناخت حجت خدا باید بپرسیم پیامبر(ص) چه کسی را نشان دادند؛ نه اینکه بعداً قدرت به دست چه کسی افتاد.

چیزی که از این مقاله با خود می‌بریم

پیامبر(ص) دو نشانی روشن گذاشتند:

  • قرآن و اهل‌بیت، دو یادگار جدانشدنی؛
  • امیرالمؤمنین علی(ع)، آغاز راه پس از پیامبر(ص).

حالا سؤال طبیعی‌تر و جذاب‌تر می‌شود: چرا از میان همهٔ مسلمانان، اهل‌بیت باید مرجع ادامهٔ این راه باشند؟ مقالهٔ بعدی دقیقاً سراغ همین پرسش می‌رود.

  1. شیخ صدوق، کمال‌الدین و تمام‌النعمه، ج ۱، مقدمه مؤلف: إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ: كِتَابَ اللَّهِ، وَعِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي، فَإِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ. ↩
  2. صحیح مسلم، کتاب فضائل الصحابة، ح ۲۴۰۸: أَلَا وَإِنِّي تَارِكٌ فِيكُمْ ثَقَلَيْنِ… كِتَابُ اللَّهِ… وَأَهْلُ بَيْتِي. پژوهش‌های حدیث ثقلین بیش از سی صحابی را نام می‌برند؛ بخش «مخرّجین حدیث ثقلین» در «عبقات الأنوار» نیز ۱۸۷ عالم اهل‌سنت را که حدیث را نقل یا تأیید کرده‌اند معرفی می‌کند. ↩
  3. الکافی، ج ۱، کتاب الحجة، باب الإشارة والنص على أمير المؤمنين، حدیث غدیر: أَلَسْتُ أَوْلَى بِكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ؟ قَالُوا: بَلَى… فَمَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ. ↩
  4. سنن ترمذی، ح ۳۷۱۳: مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ. نیز: علامه عبدالحسین امینی، الغدیر، ج ۱، فهرست ناقلان حدیث غدیر. ↩
  5. سوره مائده، آیه ۶۷: يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ۖ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ ۚ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ. ↩
  6. سوره مائده، آیه ۳: الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا. ↩
  7. تاریخ طبری، حوادث سال ۱۱ هجری؛ شرح نهج‌البلاغه ابن ابی‌الحدید، گزارش‌های سقیفه. ↩