پرسش «چرا انسان به امام نیاز دارد؟» فقط درباره گذشته نیست. مسئله تنها این نیست که پس از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله چه کسی باید پیشوای جامعه باشد. سؤال به زندگی امروز ما هم مربوط است:

اگر قرآن و عقل را داریم، چرا باز هم به امام نیاز داریم؟

این سؤال نه عجیب است و نه بی‌احترامی. سؤال طبیعی کسی است که نمی‌خواهد فقط یک باور را تکرار کند؛ می‌خواهد آن را بفهمد.

برای رسیدن به پاسخ، باید ببینیم خدا انسان را برای چه آفریده، پیامبر در هدایت مردم چه نقشی داشته و آیا آن نیاز با رحلت ایشان از بین رفته است یا نه.

انسان رها نشده است

ما در برابر انتخاب‌ها و اعمالمان مسئولیم. خدا از انسان ایمان و عمل خواسته و برای رسیدن به آن، راه شناخت حق را نیز در اختیار او قرار داده است. قرآن می‌پرسد:

آیا انسان می‌پندارد که به حال خود رها می‌شود؟۱

انسان موجودی بی‌هدف نیست. خدا از او خواسته راهی را انتخاب کند و در برابر انتخابش پاسخ‌گو باشد. پس راه هدایت نیز باید برای او قابل شناخت باشد؛ خدا انسان را مسئول راهی نکرده که هیچ نشانی مطمئن از آن نداشته باشد.

پیامبران آمدند تا همین راه را روشن کنند. آنان فقط مجموعه‌ای از اطلاعات دینی نیاوردند؛ حقیقت را به مردم شناساندند، پرسش‌ها را پاسخ دادند و شکل زندگی‌کردن بر اساس خواست خدا را نشان دادند.

پیامبر فقط قرآن را تحویل مردم نداد

گاهی تصور می‌کنیم کار پیامبر با رساندن آیات قرآن تمام می‌شد. اما خود قرآن یکی از مسئولیت‌های ایشان را چنین بیان می‌کند:

پیامبران پیشین را با دلایل روشن و کتاب‌ها فرستادیم؛ و این قرآن را بر تو نازل کردیم تا آنچه را برای مردم فرستاده شده است برایشان روشن کنی، و باشد که بیندیشند.۲

پس پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله:

  • وحی را به مردم می‌رساند؛
  • معنای آن را توضیح می‌داد؛
  • پاسخ اختلاف‌ها و پرسش‌های دینی را روشن می‌کرد؛
  • و نمونه زنده ایمان، عدالت و بندگی بود.

قرآن، کتاب کامل هدایت است؛ اما همین کتاب، پیامبر را مبیّن خود معرفی می‌کند. مردم به وسیله توضیح، تعلیم و زندگی پیامبر می‌فهمیدند چگونه باید آیات خدا را در واقعیت زندگی اجرا کنند.

این نیاز با رحلت پیامبر تمام نشد

پس از رحلت پیامبر، قرآن در میان مردم باقی ماند؛ اما پرسش‌ها و اختلاف‌ها نیز باقی ماندند. مسلمانان در فهم برخی آیات، تشخیص احکام، اعتبار روایت‌ها و شیوه اجرای دین به دیدگاه‌های متفاوت رسیدند. با گذشت زمان، پرسش‌های تازه‌ای هم به وجود آمد که در روزگار نخست مطرح نبود.

رحلت پیامبر باعث نشد:

  • اختلاف در فهم قرآن از بین برود؛
  • نقل نادرست و جعل حدیث متوقف شود؛
  • نیاز به تبیین احکام پایان یابد؛
  • یا انسان دیگر به یک الگوی کامل هدایت احتیاج نداشته باشد.

اگر مردم در زمان پیامبر برای فهم و زندگی‌کردن بر اساس وحی به راهنمایی ایشان نیاز داشتند، پس از رحلت ایشان نیز اصل این نیاز باقی است. تفاوت در این است که پیامبر تازه‌ای نمی‌آید و شریعت تازه‌ای نازل نمی‌شود. کسی لازم است که همان دین پیامبر را بی‌کم‌وکاست حفظ و درست تبیین کند. این جایگاه، جایگاه امام است.

اگر قرآن و عقل را داریم، امام چه چیزی به ما می‌دهد؟

امام جای قرآن را نمی‌گیرد. چیزی به قرآن اضافه نمی‌کند و شریعت تازه‌ای نمی‌آورد. او حقیقت قرآن و سنت پیامبر را می‌شناسد و اجازه نمی‌دهد خواست‌ها، قدرت‌ها و برداشت‌های نادرست، چهره دین را تغییر دهند.

عقل نیز یکی از بزرگ‌ترین نعمت‌های خداست. با عقل می‌پرسیم، دلیل می‌خواهیم و حق را از باطل تشخیص می‌دهیم. اما همه انسان‌ها در استفاده از عقل به نتیجه یکسان نمی‌رسند. دانش محدود، علاقه‌های شخصی، فشار محیط و خطای استدلال می‌تواند برداشت ما را تغییر دهد.

به همین دلیل، قرآن، عقل و امام در برابر یکدیگر نیستند:

  • قرآن، پیام و میزان الهی را در اختیار انسان می‌گذارد؛
  • عقل، او را به فهم و انتخاب آگاهانه فرامی‌خواند؛
  • و امام، راه درست فهم و زندگی‌کردن بر اساس هدایت الهی را نشان می‌دهد.

چرا امام باید از خطا و گناه مصون باشد؟

تا اینجا فهمیدیم چرا راهنما لازم است. حالا سؤال بعدی می‌رسد: آیا هر کسی می‌تواند چنین راهنمایی باشد؟

قرآن می‌فرماید:

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، خدا را اطاعت کنید و پیامبر و صاحبان امر از میان خودتان را اطاعت کنید. پس اگر در چیزی اختلاف کردید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید، اگر به خدا و روز واپسین ایمان دارید؛ این بهتر و خوش‌فرجام‌تر است.۳

اطاعت از اولی‌الامر در امتداد اطاعت از خدا و پیامبر قرار گرفته است. کسی که مرجع هدایت مردم و اطاعت از او واجب است، نمی‌تواند آنان را به راهی خلاف فرمان خدا ببرد. اگر چنین خطایی ممکن باشد، مردم میان اطاعت از خدا و اطاعت از آن پیشوا سرگردان می‌شوند.

از همین‌جا ضرورت عصمت روشن می‌شود: امام باید دین را درست دریافت، حفظ و بیان کند و مردم را به خطا نبرد. تنها در این صورت می‌توان با اطمینان از هدایت او پیروی کرد.

چرا امام را خدا تعیین می‌کند؟

ویژگی‌های درونی انسان‌ها همیشه برای دیگران آشکار نیست. مردم می‌توانند دانش، رفتار و سابقه افراد را بررسی کنند؛ اما نمی‌توانند با اطمینان از عصمت و شایستگی کامل یک انسان برای حجت‌بودن از جانب خدا آگاه شوند.

قرآن در داستان حضرت ابراهیم علیه‌السلام می‌فرماید:

و هنگامی که پروردگار ابراهیم او را با فرمان‌هایی آزمود و او همه را به انجام رساند، خدا فرمود: «من تو را امام مردم قرار می‌دهم.» ابراهیم گفت: «و از فرزندان من نیز؟» فرمود: «عهد من به ستمگران نمی‌رسد.»۴

خدا می‌فرماید: «من تو را امام قرار می‌دهم» و از امامت با تعبیر «عهد من» یاد می‌کند. بنابراین امامت الهی، مقامی نیست که صرفاً با شهرت، قدرت یا انتخاب خود انسان به دست آید. خدا امام را برمی‌گزیند و از راه پیامبر یا امام پیشین به مردم معرفی می‌کند تا حجت برای آنان روشن باشد.

در نتیجه، سه بخش استدلال به هم متصل می‌شوند:

  1. انسان پس از پیامبر همچنان به هدایت معتبر نیاز دارد؛
  2. راهنمای الهی باید در هدایت دین از خطا و گناه مصون باشد؛
  3. شناخت چنین انسانی به معرفی خدا نیاز دارد.

زمین هیچ‌گاه بدون امام نمی‌ماند

این حقیقت در روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام نیز با بیان‌های مختلف آمده است.

حسین بن ابی‌علاء می‌گوید از امام صادق علیه‌السلام پرسیدم: «آیا ممکن است زمین بدون امام باشد؟» حضرت فرمودند:

نه.۵

در روایت دیگری، امام صادق علیه‌السلام نقش امام را نیز توضیح می‌دهند:

زمین خالی نمی‌ماند مگر آنکه در آن امامی باشد؛ تا اگر مؤمنان چیزی بر دین افزودند، آنان را بازگرداند و اگر چیزی از آن کاستند، آن را برایشان کامل کند.۶

امام فقط یک نام محترم در تاریخ نیست. حضور او یعنی معیار هدایت خدا بر زمین باقی است؛ معیاری که افزوده‌ها را از دین جدا می‌کند، کاستی‌ها را جبران می‌کند و راه پیامبر را زنده نگه می‌دارد.

امام صادق علیه‌السلام در عبارتی کوتاه می‌فرمایند:

حجت، پیش از مردم، همراه مردم و پس از مردم است.۷

یعنی رشته هدایت الهی گسسته نمی‌شود. پیش از آنکه مردم برای خدا راهی تعیین کنند، حجت او وجود دارد؛ در میان مردم راه را نشان می‌دهد و پس از رفتن یک نسل، زمین از راهنمای الهی خالی نمی‌ماند.

چرا شناخت امام تا این اندازه مهم است؟

عیسی بن سَری از امام صادق علیه‌السلام درباره پایه‌هایی پرسید که شناختشان برای مسلمان ضروری است. حضرت پس از بیان توحید، رسالت پیامبر، پذیرفتن آنچه از جانب خدا آمده، زکات و ولایت آل‌محمد علیهم‌السلام، این سخن پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله را یادآوری کردند:

هر کس بمیرد و امام خود را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است.۸

در ادامه همان روایت، امام صادق علیه‌السلام توضیح می‌دهند که مردم برای شناخت حلال، حرام و مناسک دین به امامان نیاز پیدا کردند و می‌فرمایند:

زمین جز با امام برپا نمی‌ماند؛ و هر کس بمیرد و امامش را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است.۸

شناخت امام، حفظ‌کردن یک نام نیست. انسان باید بداند هدایت الهی را از چه راهی بگیرد، فهم دینی خود را با چه معیاری بسنجد و در مسیر چه کسی حرکت کند. امام، نسبت ما را با راه خدا و پیامبر روشن می‌کند.

امام چه نسبتی با زندگی امروز ما دارد؟

وقتی می‌فهمیم زمین از حجت خدا خالی نیست، امام از یک شخصیت تاریخی یا تنها یک نجات‌بخش آینده به امام امروز ما تبدیل می‌شود.

این شناخت روی انتخاب‌های ما اثر می‌گذارد:

  • دین را از کدام مسیر می‌شناسیم؛
  • حق و باطل را با چه معیاری می‌سنجیم؛
  • چگونه با قرآن و سخن پیامبر روبه‌رو می‌شویم؛
  • و برای شناخت امام زمان خود چه اندازه وقت می‌گذاریم.

غیبت امام نیز نیاز به او را از میان نمی‌برد. غیبت، شکل دسترسی عمومی مردم به امام را تغییر داده است؛ نه جایگاه او را در نظام هدایت خدا.

مسیر تفکرامامی غایب از نظر، در زندگی ما چه نقشی دارد؟آغاز مسیر · ۵ گام ←

گام بعدی: امام زمان ما چه کسی است؟

اکنون به یک نتیجه روشن رسیده‌ایم: انسان پس از پیامبر همچنان به حجت و راهنمای الهی نیاز دارد؛ امام باید قابل اعتماد و از سوی خدا معرفی شده باشد؛ و زمین هیچ‌گاه از چنین امامی خالی نمی‌ماند.

پس پرسش بعدی کاملاً طبیعی است:

اگر در هر زمان امامی وجود دارد، امام زمان ما چه کسی است؟

برای پاسخ، باید زنجیره معرفی امامان را از سخن پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله دنبال کنیم و ببینیم این مسیر چگونه به حضرت محمد بن الحسن المهدی علیهماالسلام می‌رسد.

مسیر تفکراز کجا می‌دانیم امام زمان کیست؟آغاز مسیر · ۸ گام ←

متن عربی آیات و روایات

  1. سوره قیامت، آیه ۳۶: أَيَحْسَبُ الْإِنْسَانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدًى ↩
  2. سوره نحل، آیه ۴۴: بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ ۗ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ↩
  3. سوره نساء، آیه ۵۹: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ۖ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۚ ذَٰلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا ↩
  4. سوره بقره، آیه ۱۲۴: وَإِذِ ابْتَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ ۖ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ ↩
  5. الکافی، ج ۱، کتاب الحجة، باب «أن الأرض لا تخلو من حجة»، ح ۱: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ: تَكُونُ الْأَرْضُ لَيْسَ فِيهَا إِمَامٌ؟ قَالَ: لَا. قُلْتُ: يَكُونُ إِمَامَانِ؟ قَالَ: لَا، إِلَّا وَأَحَدُهُمَا صَامِتٌ. ↩
  6. الکافی، ج ۱، کتاب الحجة، باب «أن الأرض لا تخلو من حجة»، ح ۲: إِنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو إِلَّا وَفِيهَا إِمَامٌ، كَيْمَا إِنْ زَادَ الْمُؤْمِنُونَ شَيْئًا رَدَّهُمْ، وَإِنْ نَقَصُوا شَيْئًا أَتَمَّهُ لَهُمْ. ↩
  7. الکافی، ج ۱، کتاب الحجة، باب «أن الحجة لا تقوم لله على خلقه إلا بإمام»، ح ۴: الْحُجَّةُ قَبْلَ الْخَلْقِ، وَمَعَ الْخَلْقِ، وَبَعْدَ الْخَلْقِ. ↩
  8. الکافی، ج ۲، کتاب الإیمان والکفر، باب دعائم الإسلام، ح ۶: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ: مَنْ مَاتَ وَلَا يَعْرِفُ إِمَامَهُ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً. وَهَكَذَا يَكُونُ الْأَمْرُ، وَالْأَرْضُ لَا تَكُونُ إِلَّا بِإِمَامٍ، وَمَنْ مَاتَ لَا يَعْرِفُ إِمَامَهُ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً. ↩۱ ↩۲